تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 881

مساهمون:

ص٨٨١
بنىهاشم و سران لشكر و مردم به استقبالش شتافتند ، غرض متوكّل اين بود كه وقتى او رسيد املاكى به وى واگذار كند و دخترى به او بدهد و ساقيان شراب و كنيزكان نوازنده نزد وى بفرستد و در حق او احسان و نكويى به خرج دهد و منزلى عالى در اختيارش گذارد كه خود در آنجا به ديدنش برود . چون موسى وارد شد ، حضرت هادى عليه السلام در پل وصيف - نام جايى است كه به پيشواز مسافرين مىروند - با موسى ملاقات كرد و به روى سلام گفت : و حقّش را ادا كرد و فرمود : اين مرد ( متوكّل ) تو را فراخوانده تا حرمتت را هتك كند و از شأن تو بكاهد . به او بگو كه اصلًا اهل باده گسارى نيستى ، موسى گفت : اگر مرا براى اين غرض خواسته پس بايد چه كنم ؟ فرمود : شأن خويش نگاه دار و چنين كارى مكن . موسى از پذيرفتن پند و اندرز امام خوددارى كرد . امام صحبت خود را تكرار كرد ولى مؤثر واقع نشد . . عاقبت آن‌حضرت فرمود : ولى بدان كه اين مجلس كه متوكّل در نظر گرفته مجلسى است كه هرگز تو با او در آن گرد نياييد ، و همان شد . سه سال موسى در آنجا اقامت گزيد هر روز بامدادان بر در سراى او مىرفت ، يك روز مىگفتند : مست است فردا صبح بيا و روز ديگر مىرفت ، روز بعد مىگفتند ، داروئى خورده وخفته است ، فردا بيا ، مدت سه سال اينچنين گذشت تا متوكل كشته شد و آن دو باهم ديدار نكردند . « 1 »

دانش امام

در شرح زندگى امام باقر عليه السلام به اختصار پيرامون دانش امام سخن رانديم و گفتيم كه علم امامان عليهم السلام به امور غيبى نه امرى ذاتّى بوده كه فقط به سبب خصوصيتى بوده كه خداوند سبحان به آنها ارزانى داشته و بسته به تقديرى
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، 158 - 160 .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 881 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي