تمام اين حوادث فرجام طبيعى سركوب و فريبى بود كه توسط اسلاف نخستين اين خلفا به منصهء ظهور رسيده بود . چرا كه وقتى معتصم تركها را بر ديگران مقدّم داشت و نيروى نظامى كوبندهاى از آنها ترتيب داد و به نيروى آنان مردم را سركوب مىكرد و آتش انقلابها و شورشها را فرو مىنشاند ، طبيعى بود كه اين نيرو روزى به قوّهاى تبديل شود كه خاندان او را مورد تهديد قرار دهد و خلافت را دستخوش نا بودى سازد . تا آنجا كه يكى از مورخان مىنويسد چون معتز بر تخت خلافت نشست ، خاصان او بيامدند و منجمان را احضار كردند و به آنها گفتند : بنگريد كه اين خليفه چند سال زندگى مىكند و تاكى بر تخت خلافت مىنشيند ؟ يكى از نكته سنجانى كه در مجلس حضور داشت ، گفت : من از منجمان به عمر خليفه و نيز مدّت خلافت او آگاه ترم ! حاضران از او پرسيدند :
پس بگو خليفه چند سال زندگى و چند سال خلافت مىكند ؟ مرد پاسخ داد : تا هر وقت كه تركان بخواهند ! تمام كسانى كه در مجلس بودند ، از پاسخ اين مرد خنديدند . « 1 »
آرى انحراف ظاهراً در آغاز كار اندك مىنمايد امّا بعداً بسرعت همهء مصالح و منافع را زير پوشش خود مىگيرد !
در اين ميان ائمه عليهم السلام و يارانشان از ارزشهاى حق و عدالت و آزادى دفاع مىكنند تا مبادا مصالح دين و امور ملّت به چنين فجايع ناگوارى بينجامد .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 9 .