را هم بدين خاطر پذيرفت كه مىخواست آن را بخواند .
وجود شخصيّتى انقلابى همچون محمّد و انقلابى همانند انقلاب او دليلى است بر وجود جنبشى مكتبى كه حتّى يكروز هماز حركت خويش باز نايستاد ، و نيز بر اين دلالت مىكند كه اين جنبش هيچگاه ممكن نبود از راه راست منحرف شود . اين دو خصيصه در طول انقلابهايى كه توسط جنبش مكتبى ايجاد مىشد ، به چشم مىخورند .
در كنار اوضاع بحرانى دستگاه حاكم و از دوران امام جواد جنبشى با كيفيتى مخصوص براى ايجاد انقلاب پديد آمد . جنبش مكتبى در روزگار امام جواد به شرايط خوبى دست يافته بود . بدان گونه كه مىتوان گفت اگر جنبش مكتبى در دوران امام موسى بن جعفر سختترين شرايط خود را مىگذراند ، در عوض در روزگار جواد الأئمّه بهترين اوقات خود را سپرى مىكرده و شايد به همين دليل در حديثى از ابن اسباط ، و عبّاد بن اسماعيل آمده است :
« ما در منى نزد امام رضا بوديم كه ( امام جواد ) را آوردند . پرسيديم : آيا اين همان مولود مبارك است ؟ فرمود : آرى اين مولودى است كه در اسلام كسى پر بركت تر از او به دنيا نيامده است » . « 1 »
همچنين ابو يحيى صنعانى روايت مىكند كه نزد امام رضا بودم كه پسرش امام جواد را كه هنوز كوچك بود ، به نزدش آوردند . آنحضرت فرمود :
« اين مولودى است كه مولودى پر بركتتر از او براى شيعيان ما متولّد نشده است » .
بركتى كه از رهگذر ولادت امام جواد عليه السلام براى جنبش مكتبى حاصل شد تنها در رفع جوّ وحشت و اختناق سياسى از آنها نبود بلكه مهم تر از اين ، ريشهدار كردن مكتب از نظر عقيدتى ، فكرى ، سياسى و فقهى بود .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 50 ، ص 23 .