در طى مدّت نه چندان كوتاهى كه محمّد بن قاسم از ديدهها پنهان بود ، چه كارهايى انجام داد ؟ پاسخ اين سؤال ، قيامهاى فراوانى است كه پس از فرار محمّد بن قاسم ، در روزگار متوكّل و مستعين و خلفاى بعد از آن دو به وقوع پيوست . اين قيامها موجب شده بودند كه نگذارند خليفه به آسودگى به تفريح و خوشى مشغول شود .
در شهر واسط محمّد در خانهء مادر پسر عمويش ، على بن حسن بن على بن عمر بن زين العابدين عليه السلام كه زنى فرتوت و زمين گير بود ، سكونت گزيد همين كه چشم اين پير زن به محمّد افتاد بسيار خوشحال شد و گفت : « اى محمّد ! جان من و خانوادهام به قربانت خداى را سپاس كه تو سلامتى » . آنگاه بر پاى ايستاد حال آنكه سالها نتوانسته بود ، بر پاى خويش بايستد .
ابراهيم ، فرماندهء سپاهيان عبداللَّه بن طاهر در توصيف محمّد چنين گويد :
من هرگز كسى را از او در عبادت كوشاتر و خويشتن دارتر و گوياتر به ذكر خداى نديدم . با وجود آن همه دشواريها و مشكلاتى كه براى او پيش آمد هيچ گاه دچار شكست و تسليم نشد . هرگز او را شوخ و بذلهگو و خندان نيافتم مگر يك بار كه چون از گردنهاى به نام حلوان سرازير شدند محمّد خواست سوار شود كه در اين هنگام يكى از ياران ابراهيم جلو آمد و خم شد تا وى پا بر پشت او گذارد و سوار شود . وقتى محمّد سوار شد و در هودج قرار يافت به شوخى به كسى كه براى او پشت خم كرده بود گفت :
آيا از بنى عبّاس حقوق مىگيرى و به فرزندان على بن ابىطالب خدمت مىكنى ؟ ! سپس تبسّمى كرد .
ابراهيم گويد : اشياى گرانبهايى از پول و جواهر و غير آن بر محمّد بن قاسم عرضه كردند . امّا وى آنها را نپذيرفت و تنها مصحف جامعى را كه از آن عبداللَّه بود قبول كرد . عبداللَّه از اين امر بسيار خوشحال شد . محمّد ابن قاسم اين قرآن
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 821
مساهمون: شريعت
ص٨٢١