من مىدهى ؟
مأمون پاسخ داد : آرى او را با اين مَهر به ازدواج تو درمىآوردم . آيا اين نكاح را مىپذيرى ؟
امام نهم محمّد الجواد فرمود : آرى آن را پذيرفته بدان راضى هستم .
جشن ازدواج
راوى اين حديث گويد : ديرى نپاييد كه صداهايى شبيه به صداهايى كه دريانوردان در گفتگوهايشان به كار مىبرند ، شنيديم . ناگهان پيشكارانى را ديديم كه قايقى ساخته شده از نقره را كه با ريسمانهايى ابريشمين بسته شده بود ، بر چرخى آكنده از غاليه ( نوعى عطر ) مىكشيدند و مىآوردند . مأمون دستور داد محاسن خواص را با اين عطر خوشبو سازند . سپس آن قايق را به مكانى كه عوّام در آن بودند ، بردند و آنها نيز خود را با آن غاليه ، معطّر ساختند .
سفرههاى غذا گسترده شد و مردم به خوردن مشغول شدند و به هر قومى بنابر ارج و اعتبارشان هدايايى داده شد . چون جشن به پايان رسيد و مردم پراكنده شدند و تنها گروهى از خواص مانده بودند مأمون به امام جواد عرض كرد :
فدايت شوم اگر صلاح مىدانى در بارهء احكام فقهى وجوهى كه در قتل شكار تفصيل دادى ، براى ما سخن بگويى ، ابو جعفر عليه السلام فرمود :
آرى ، اگر شخص محرم شكارى از پرندههاى بزرگ را در خارج از حرم بكشد ، بايد به عنوان كفّاره يك گوسفند بدهد ، اگر در حرم مرتكب چنين كارى شود كفّارهء او دو چندان است . اگر جوجهاى را در خارج حرم كشت ، كفّارهءاش برّهاى از شير گرفته است و اگر در حرم چنين كارى كرده بود بايد علاوه بر آن برّه ، بهاى جوجه را هم بپردازد . و اگر صيدى كه كشته بود از وحوش باشد ، در گورخر وحشى بايد يك گاو به عنوان كفّاره بدهد و اگر شترمرغ باشد بايد