آيا اميرالمؤمنين اجازه ميفرمايد پرسشى كنم ؟ مأمون به او رخصت داد .
يحيى به امام روى كرد و گفت : فدايت شوم آيا اجازه مىدهى سؤالى كنم ؟
ابو جعفر عليه السلام فرمود : هر چه مىخواهى بپرس .
يحيى پرسيد : فدايت شوم ، چه مىفرمايى در بارهء شخصى كه در حال احرام شكارى كشته است ؟
امام پرسيد :
آيا اين شخص ، شكار را در حل كشته يا در حرم ؟
عالم بوده يا جاهل ؟
عمداً آن را كشته يا به خطا ؟
آن شخص آزاد بوده يابنده ؟
صغير بوده يا كبير ؟
نخستين صيد او بوده يا صيد كردن تكرارى ؟
آن صيد از دستهء پرندگان بوده يا غير آن ؟
از پرندههاى كوچك بوده يا بزرگ ؟
شخص محرم باز مصرّ بر صيد است يا پشيمان ؟
در شب شكار كرده يا در روز ؟
محرم براى حج بوده يا عمره ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) - در قسمتهاى زير مىتوان عمق توانايى و قدرت امام جواد را در تجزيه سؤال مشاهده كرد . در گذشته مىگفتند : تجزيه ( تشقيق ) سؤال نيمى از جواب است . بعلاوه اين عمل نشانگر بداهت خاطر و ذكاوت كم نظير آنحضرت است كه تمام جوانب مسأله را در خود فرا مىگيرد . بدين ترتيب هر سؤال دو قسمتى امام در سؤال قبل و بعد خود ضرب مىشود زيرا مثلًا وقتى امام عليه السلام مىپرسد : اگر قتل در حل واقع شده باشد ، دو حالت دارد يا محرم عالم بوده و يا جاهل . همچنين قتلى كه در حرم اتفاق افتاده به نوبه خود به دو قسمت بخش مىشود : يا محرم عالم بوده و يا جاهل .