هدايا . . و جشن شادباش
روز بعد ، مردم حاضر شدند و امام جواد نيز حاضر شد . لشكريان و نگهبانان و خواص و كارگزاران براى عرض شادباش پيش مأمون و امام جواد آمدند . سه سينى نقرهاى كه در آن گلولههائى آميخته از مشك و زعفران بود آوردند . در ميان هر گلوله برگه ( كاغذى كوچك ) نهاده و بر روى آنها رقم اموال فراوان و نام هداياى گرانبها و زمينهاى بخششى نگاشته شده بود . مأمون دستور داد اين گلولهها را در مجلس خواص پرتاب كنند . هر يك از اين گلولهها كه به دست كسى مىافتاد ، مالك آن چيزى مىشد كه درون آن نوشته بودند . آنگاه كيسههاى زر را به ميان آوردند و محتويات آنها را بر لشكريان و ( كارگزاران بلند مرتبه ) نثار كردند .
پس از پايان اين مراسم ، مردم در حالى كه هدايا و عطاياى بسيارى به دست آورده بودند راه بازگشت پيش گرفتند .
مأمون به ميمنت اين پيوند به تمام مساكين صدقه داد . او همواره امام جواد را مورد اكرام خود قرار مىداد و در طول حيات خويش در بزرگداشت آنحضرت مىكوشيد و او را بر فرزندان و بستگانش مقدّم مىداشت . « 1 »
چون امام جواد عليه السلام با دختر مأمون ازدواج كرد ، مدّت تقريباً زيادى در رفاه و نعمت در بغداد زيست . در اين مدّت مسلمانان با وى رفت و آمد مىكردند ، از درياى فيض او سيراب مىشدند و از باران علم و دانش حضرتش عطش خود را فرومىنشاندند . امّا آنحضرت اينكه در كاخهاى عبّاسيّان به آسودگى و رفاه زندگى كند و امور دينى شيعيان و مسلمانان را به فراموشى سپارد ، چندان
هامش
( 1 ) - احتجاج ، ص 227 - 229 . بحار الانوار ، ج 50 ، ص 73 - 77 .