تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
شش نفره همكاريهايى مىكرد . كمترين فايدهء اين فرصت دوّم عبارت بود از حمايت جنبش مكتبى از حذف و نابودى و پذيرش آن به عنوان يك جنبش مخالف رسمى . بنابراين درمىيابيم كه امام عليه السلام رهبرى جنبش مكتبى را رها نكرد بلكه از مركز جديد خود براى حمايت و تقويت جنبش مكتبى شيعه سود جُست و بدين ترتيب شيعيان توانستند خود را بر نظام تحميل كنند . براى تحقيق اين اهداف ، امام از شيوهء زير استفاده كرد : اوّلًا : از پذيرفتن خلافتى كه مأمون در ابتدا بر او عرضه داشته بود ، خوددارى ورزيد و عدم پذيرش خود را به مأمون اعلام كرد . شايد ردّ خلافت از سوى امام به خاطر دو مسأله بوده‌است : الف - چنين خلافتى جامه‌اى بود دوخته شده بر قامت مأمون و امثال او و نه زيبندهء حجّت بالغه الهى ، زيرا اين خلافت بر شالوده‌اى فاسد استوار شده بود . سپاه ، نظام ، قوانين و هر آنچه در اين خلافت وجود داشت فاسد و نادرست بود و اگر امام چنين خلافتى را مىپذيرفت ، مىبايست آن را ويران مىكرد و از داخل مىساخت و چنين كارى در آن شرايط امكان‌پذير نبود . ب - مأمون در پيشنهاد خود صادق نبود بلكه او و حزب نيرنگ‌بازش نقشه‌اى را طرح‌ريزى مىكردند تا پس از كسب مشروعيت براى خود از امام ، او را از بين‌ببرند همچنان كه همين توطئه را در ارتباط با ولايتعهدى آن‌حضرت عملى ساختند . ثانياً : امام رضا شرط پذيرش ولايتعهدى خود را اين قرار داد كه او به هيچ وجه در كارهاى حكومتى دخالت نكند . اين امر موجب شد تا حكومت نتواند كارها را به نام امام پيش ببرد و يا از آن‌حضرت كسب مشروعيت كند . بدين‌گونه براى جهانيان و نيز براى تاريخ تا ابد روشن شد كه آن‌حضرت به هيچ وجه به