و تكيه نمىداد .
هيچگاه نديدم به غلامان و بردگان خود ناسزا گويد . هرگز نديدم كه آب دهان به بيرون افكند و نديدم كه با قهقه بخندد بلكه خندهء وى تبسم بود .
چون خلوت مىكرد و برايش سفره مىگستردند ، بندگانش حتّى دربان و نگهبان با او بر سر سفره مىنشستند و غذا مى خوردند . شبها كم مىخوابيد و بيشتر بيدار مىماند . اكثر شبها از آغاز شب تا صبح احيا مىگرفت
بسيار روزه مىگرفت و در هر ماه سه روز ، روزه از وى فوت نمىشد .
مىفرمود : اين روزهء تمام روزگار است . او بسيار اهل نيكى كردن و دادن صدقه در نهان بود . بيشتر در شبهاى تاريك صدقه مىداد . پس هر كس ادعا كند كه كسى را در فضل و بزرگى همچون وى ديده ، باورش مكنيد . « 1 »
از تواضع آنحضرت اين بود كه روزى به حمام وارد شد . مردى به او گفت :
مرا مشت و مال بده . امام عليه السلام پذيرفت . حاضران به مرد فهماندند كه اين شخص امام است . در اين هنگام مرد زبان به پوزش گشود ، امّا حضرت دل او را آرام كرد و همچنان به مشت و مال دادنش مشغول شد . « 2 »
مردى از اهل بلخ كه همراه امام به خراسان مىرفت ، مىگويد :
روزى سفرهاى خواست و تمام بندگان خود را از سياهان و غير آنها بر اين سفره نشاند . عرض كردم : فدايت شوم ! اى كاش مىفرموديد براى اينان سفرهءاى جداگانه بگسترانند . فرمود : خاموش باش و بدان كه پروردگار تبارك و تعالى يكى ، مادر يكى پدر هم يكى است و جزا تنها بسته به اعمال آدمى است . « 3 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 91 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 99 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ص 101 .