آنحضرت خوشنداشت غلامانش وقتى بر سفره نشستهاند به احترام او برخيزند و مىفرمود :
« اگر در حالى كه غذا مىخوريد بر بالاى سر شما آمدم برنخيزيد تا وقتى كه از خوردن فارغ شديد » . « 1 »
بسيار بردبار و بخشنده بود . در بارهء بردبارى آنحضرت نقل كردهاند كه يكى از فرماندهان بنى عبّاس به نام « جلودى » از سوى هارون الرشيد مأموريت يافت به مدينه برود و لباسهاى زنان خانوادهء ابو طالب را غارت كند و براى هر يك از آنان جز يك پيراهن باقى نگذارد . « جلودى » فرمان هارون را به اجرا گذارد . اين امر موجبات خشم امام رضا را فراهم آورد ، امّا بعداً هنگامى كه آنحضرت به ولايتعهدى مأمون برگزيده شد ، جلودى به مخالفت برخاست و از بيعت با امام رضا ابراز ناخشنودى كرد .
مأمون بر او خشمگرفت و پس از آنكه دو نفر را پيش از او كشته بود ، وى را نيز بيرون برد تا به قتل رساند . همين كه او را در برابر مأمون حاضر كردند امام رضا در نزد خليفه به ميانجيگرى برخاست و فرمود :
« يا اميرالمؤمنين ! اين پيرمرد را به من ببخش » .
« جلودى » خيال كرد كه امام نيز همدست مأمون است از اين رو مأمون را سوگند داد كه سخن امام را نپذيرد . مأمون هم گفت : به خدا سخن او را در بارهء تو نمىپذيرم ، سپس دستور داد ، تا گردنش را زدند . « 2 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 102 .
( 2 ) - فى رحاب ائمّة أهل البيت ، ص 158 .