« پدرم فدايت باد ! چه بوى خوش و چه خوى پاكيزه و چه فضل آشكارى دارى » !
عرض كردم : فدايت شوم ! مودّتى در دل من به خاطر اين بچّه افتاده كه براى كسى جز شما چنين نبودهاست . فرمود :
« اى مفضل او نسبت به من همچون من نسبت به پدرم مىباشد .
ذريه بعضها من بعض واللَّه سميع عليم » .
عرض كردم : او پس از شما عهده دار امامت است ؟ فرمود :
« آرى هر كه فرمانش بُرد رستگار شده و هر كه نافرمانىاش كند كفر ورزيده است » . « 1 »
خوى پاك
از اين روح پاك ، خلق و خويى بزرگ به چشم مىخورد كه كتابهاى تاريخ شمهاى از آن را براى ما بازگو كردهاند . و مگر نه اين است كه بوى خوش نشانهء گل و نور ، نشانهء خورشيد است ؟ و آيا ايمان چيزى جز عشق و نشانهء عشق چيزى جز همين اخلاق نيكوست ؟ !
آنحضرت عليه السلام در قلّه فروتنى و خوشرفتارى با مردم بود . ابراهيم بن عبّاس در اين باره چنين مىگويد : هرگز نديدم كه امام رضا در گفتار خود به كسى بىاحترامى كند . هيچگاه نشد سخن كسى را قطع كند و اجازه مىداد تا شخص خود از گفتار بازايستد و هرگز دست رد بر سينهء كسى كه مىتوانست حاجتش را روا كند ، نمىزد .
هيچگاه در برابر كسى كه روبهرويش نشسته بود پاهايش را دراز نمىكرد
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 49 ، ص 21 .