كنيه جديدى براى آنها برمىگزيد . حتى كودكان را نيز با كنيه صدا مىزد .
از ديگران به خشم دور تر و به خشنودى نزديكتر و نسبت به مردم از ديگران دلسوزتر و سودمندتر بود .
هرگاه در مجلسى حاضر مىشد مىفرمود : « خداوندا پاك و منزهى و ستايش تو راست . گواهى دهم كه معبودى جز تو نيست . از تو آمرزش خواهم و به سوى تو بازگشت مىكنم » .
وقتى درميان يارانش حضور مىيافت ، به درستى معلوم نبود كه كدام يك از آنان حضرت محمد صلى الله عليه و آله است . زيرا خود را درميان آنان جاى مىداد ( جاى ويژهاى براى خود تعيين نمىكرد ) . امّا بعداً چون تعداد ملاقات كنندگان حضرت رو به افزايش رفت و واردان در پيش رويش مىپرسيدند كه كداميك از شما محمد هستيد ؟ براى آنحضرت سكّويى گلين درست كردند . با اين وجود آنحضرت بازهم مىفرمود : من بندهاى بيش نيستم .
پيامبر اسلام خداترستر از همه بود . نسبت به خدا از همگان پرواى بيشترى داشت .
در شناخت خدا از همه داناتر و در طاعت خداوند از همه نيرومندتر و در عبادت خدا شكيباتر و محبتش به خدا از ديگران بيشتر و زهدش از همه زيادتر بود . آنقدر به نماز مىايستاد كه كف پاهايش از كثرت نماز شكافته مىشد . وقتى به نماز مىايستاد اشكهايش روان مىشد . از صداى گريه و نالهاش ، زمينى كه روى آن نماز مىخواند مىلرزيد . گاه آنقدر روزه مىگرفت كه گفته مىشد : ديگر افطار نمىكند و گاه نيز روزه نمىگرفت تا جايى كه مىگفتند : او ديگر روزه نمىگيرد . نظافت بدنش را رعايت مىكرد جامهاش پاكيزه بود .
موى سر و محاسنش را مرتب مىكرد و شانه مىزد . دندانهايش را مسواك مىكرد و بوى خوش به كار مىبرد بطورى كه از دور نيز بوى خوش او را درمىيافتند . شخصى كه با وى همنشينى يا مصافحه كرده بود به نيكى شناخته
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: شريعت
ص٧٢