تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
بوى خوش را بسيار دوست مىداشت . او صاحب غلامان و كنيزان بود ولى هيچ‌گاه بر آنها برترى نمىجُست . وقتى را از دست نمىداد كه در طاعت خداوند نباشد . با هركس كه ديدار مىكرد ، در سلام گفتن سبقت مىجست . هركس براى كارى در كنار او بود صبر مىكرد تا وى جدا شود . به هريك از يارانش كه برمىخورد دستش را براى مصافحه دراز مىكرد . و آنگاه دست او را مىگرفت و انگشتانش را در انگشتان او فرو مىبرد و آنگاه دست ديگرش را بر روى دست او مىنهاد . اگر به نماز ايستاده بود . و كسى براى كارى نزد وى مىآمد ، نمازش را زودتر تمام مىكرد و آنگاه رو به شخص كرده مىگفت : آيا كارى دارى ؟ و چون حاجت او را روا مىكرد ، دوباره به نماز مىايستاد . بيشتر به حالت تواضع مىنشست . يعنى زانوانش را با دو دست بغل مىكرد و تا آخر مجلس مىنشست . هيچ‌گاه ديده نشد درميان يارانش ، پاهايش را دراز كند . بيشتر رو به قبله مىنشست . هركس را كه بر وى وارد مىشد گرامى مىداشت و گاهى اوقات براى افرادى كه از بستگان او هم نبودند ، جامه‌اش را براى نشستن مىگستراند . گليم را زير پاى كسى مىانداخت كه بر وى وارد شده بود ، و اگر آن فرد نمىپذيرفت آنقدر اصرار مىكرد تا بپذيرد . هركس به سخن پيامبر گوش مىسپرد گمان مىبرد كه وى درنظر پيامبر گرامىترين مردمان است . تا آنجا كه هركس در محضر او مىنشست از چهره و نگاه مبارك پيامبر برخوردار مىشد . براى احترام و گرامىداشت يارانش ، آنان را به كنيه فرا مىخواند ، و اگر كسى كنيه نداشت ، آن‌حضرت خود كنيه‌اى براى او تعيين مىكرد . در مورد زنان نيز اگر فرزندى داشتند آنها را به نام فرزندانشان مىخواند و گرنه
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 71 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي