بر زمينيان شدّت گرفت و قيام را « 140 » سال عقب انداخت .
پس ما ( اين سخن را ) با شما گفتيم و شما آن را فاش كرديد و نقاب از راز بر گرفتيد . خدا هم قيام را به تأخير انداخت و بعد از اين وقتى معين براى قيام در نزد ما قرار نداد و خداى آنچه را خواهد محو مىكند و آنچه را خواهد نگه مىدارد و ام الكتاب نزد اوست .
ابو حمزه ثمالى گويد : اين سخن را به امام صادق گفتم . آنحضرت نيز فرمود . آرى اينچنين است .
در اين باره از داوود الرقى روايتى است . او گويد : به ابو الحسن الرضا عرض كردم فدايت شوم به خدا سوگند در بارهء امر تو ( امامت ) در دلم چيزى نيست جز حديثى كه ذريج از ابو جعفر ( امام باقر ) روايت كرده است . آنحضرت پرسيد : آن حديث چيست ؟
گفتم : ذريج مىگويد كه از ابو جعفر شنيدم كه مىفرمود : « هفتم ما ، قائم ماست ، اگر خدا بخواهد » .
امام رضا عليه السلام فرمود : « تو راست مىگويى و نيز ذريج و ابو جعفر عليه السلام هم درست گفتهاند » . عرض كردم : به خدا سوگند ترديد و گمانم افزون شد .
آنحضرت به من فرمود : اى داوود بن ابى كلده ! تو را به خدا اگر موسى پيامبر به آن عالِم نمىگفت : « اگر خدا بخواهد مرا به زودى از صابران مى يا بى » او از كارهايى كه آن عالِم انجام مىداد ، سؤال نمىكرد . ابو جعفر عليه السلام نيز اگر نگفته بود اگر خدا بخواهد چنان مىشد كه آنحضرت فرموده بود .
ابو حمزه گويد : در اينجا به سخن او يقين آوردم .
طرفداران جنبش مكتبى در اين باره سخنان بسيارى نقل مىكردند تا آنجا كه خبر به گوش دستگاه حاكمه رسيد و در جامعه شيوع يافت .
در پى شيوع اين خبر گروهى از افراد مكتبى دستگير شدند و امام كاظم عليه السلام
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 649
مساهمون: شريعت
ص٦٤٩