تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
بنابراين پولى را كه از امام گرفته بود ، با پوزش و عذر بسيار نزد آن‌حضرت آورد ، امّا ايشان از گرفتن پول خوددارى كرد و فرمود : چيزى كه از دستانم بيرون آمد ديگر به سوى من بازنگردد ! مرد از نزد امام خارج شد و از مردم پرسيد : اين مرد كيست ؟ به او گفتند : او جعفر بن محمّد است . مرد گفت : چنين كسى نا گزير بايد چنين رفتارى داشته باشد ! « 1 »

پايدارى و درستكارى 1

- امام جعفر بن محمد الصادق عليه السلام را فرزندى بود به نام « اسماعيل » . وى بزرگ‌ترين فرزند آن‌حضرت بود . چون بزرگ شد مجمع فضايل و مكارم گشت تا آنجا كه گمان مىرفت او پس از پدرش جانشين وى و پيشواى مردمان خواهد بود . چون اسماعيل در نبوغ كمال يافت ، مرگ وى را امان نداد . امام براى درگذشت او بيرون نرفت بلكه يارانش را براى آيين خاك سپارى به خانه‌اش فرا خواند و بهترين و گواراترين خوراكها را براى ايشان فراهم ساخت . از آن‌حضرت در بارهء اندوهش بر جوانِ از دست‌رفته‌اى كه در بهار زندگانىاش پرپر شده بود بى آنكه از حياتش كامى بردارد ، سؤال كردند ، ايشان در پاسخ فرمود : « چه كنم كه خود ديده‌ايد در بارهء اصدق الصادقين ( يعنى پيامبر ) آمده است : همانا تو مىميرى و اينان نيز قطعاً مىميرند » . 2 - امام فرزند ديگرى داشت كه گاه در برخى از خيابانهاى مدينه با چالاكى و چابكى پيشاپيش امام حركت مىكرد . روزى لقمه‌اى در گلوى اين پسر ماند
هامش
( 1 ) - الامام الصادق - علّامه مظّفر ، ج 1 ، ص 258 .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 630 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي