باز متذكر مىشوم كه دانش امام صادق محدود بدانچه گفته يا بدانچه در آثار مختلف علمى از او بر جاى مانده ، نيست بلكه گسترده و وسيعتر از اينهاست .
چون دانش آنحضرت مستقيماً به موجودات مرتبط است چنان كه ابر به دريا و نور به خورشيد و عطر به گل . چرا كه افكار و گرايشها و دانشهاى آنحضرت از جانب خداى آفرينندهء دريا و خورشيد و شكوفا كنندهء گل است . پس وحى از آن خداست و در مرتبهء بعد از آن پيامبر و در سوّمين مرحله از آن امام . الهام نيز چنين است ابتدا از خداست و در انتها از امام .
حقيقتى كه زبان امام بازگو كنندهء آن است ، همان حقيقتى است كه قلبش آن را شناخته و انديشهاش آن را در برگرفته و جانش آن را لمس كرده و همان است كه آفرينندهء حقيقت آن را در جان آنحضرت دميده است .
پس از تمام اين موارد ، يك بُعد از دانش امام صادق وجود دارد كه در حقيقت معجزهء آنحضرت محسوب مىشود چنان كه معجزه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز قرآنش بود . معجزهء امام صادق عليه السلام آن بود كه وى تمام نيازمنديهاى انسان را مىدانست ، اين بُعد خود به تنهايى شيعهء جعفريه را وامىدارد تا مكتب فكرى آنحضرت را در هر دورهاى دنبال كند .
در اينجا سزاوار است اعترافات برخى از زعما و انديشمندان را در بارهء آفاق گستردهء دانش و جايگاه ارجمند علمى آنحضرت ، كه حتّى دشمنان را به مدح و ستايش از ايشان وا داشته ، نقل كنيم .
ابوحنيفه در بارهء آنحضرت مىگويد :
« فقيهتر از جعفر بن محمّد نديدم » .
و نيز گفته است :
« جعفر بن محمّد فقيهترين كسى است كه ديدم » .
« او ( امام صادق عليه السلام ) در دين داراى دانشى سرشار و در حكمت صاحب
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 622
مساهمون: شريعت
ص٦٢٢