ادبى كامل است » .
شهرستانى در بارهء آنحضرت مىگويد :
ابن حجر هيثمى در بارهء آن امام مىگويد :
« مردم از جعفر بن محمّد الصادق علومى نقل كردهاند و آوازهء او در تمام شهرها پيچيده و پشيوايان بزرگ از او روايت نقل كردهاند » .
سيد امير على ، نويسندهء كتاب مختصر تاريخ العرب و التمدن الاسلامى ، در بارهء آنحضرت مىگويد :
« اين اشاره را از ياد نبايد برد كه كسى كه زعيم اين جنبش بود ، يكى از نوادگان على بن ابىطالب موسوم به امام جعفر ، ملقّب به صادق بود . وى مردى بود با افقهاى باز فكرى و خردى بس دورانديش . به علوم عصر خويش بسيار اهتمام مىورزيد . در واقع او به عنوان نخستين پايهگذار مدارس فلسفى در اسلام محسوب مىشود . در اجتماعات و جلسات علمى آنحضرت ، تنها كسانى كه بعداً به عنوان بنيانگذاران مذاهب فقهى معرفى شدند ، شركت نمىكردند بلكه دانشپژوهان علاقهمند به فلسفه و فلاسفه از نقاط دوردست نيز در اين جلسات شركت مىجستند » .
پروفسور هولميادر ، نويسندهء انگليسى ، در اين باره مىنويسد :
« جابر بن حيان ، شاگرد و يار جعفر صادق بود . او در پيشواى ارجمندش تكيهگاه و ياور و رهبر و امين و فرد موجهى را مىديد كه هيچ گاه نمىتوانست از او بىنياز شود . جابر با راهنمايى استادش كوشيد تا علم شيمى را از خرافاتى كه از اسكندريه گريبانگير آن شده بود ، پيراسته ورها سازد و البته در اين راه تا حدّ فراوانى هم كامياب شد بدين سبب بايد نام جابر را در كنار اسم ديگر نامآوران
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 623
مساهمون: شريعت
ص٦٢٣