به ستيزه برخاست و چون ياران فراوانى به گرد خود جمع كرد ، خويشتن را خليفهء مردم اعلام كرد و سپس پيشتر رفت و گفت : من و فرزندانم پادشاهيم و مردم بندگان ما هستند و پستتر از ما .
سلسلهء بنىاميّه بر مردم حكم مىراندند . بنابر اين كه صاحب اختيار آنانند و مردم بايد فرمانبردار آنها باشند و گرنه شمشير و انواع و اقسام قتل و شكنجه در انتظار آنان است .
انقلابهايى از سوى مردم در مخالفت آشكار با اوضاع تيرهء زمان صورت پذيرفت و اگر چه تمام آنها به شكست انجاميد ، ريشههاى آنها باقى ماندند تا بار ديگر قوّت بگيرند و مردم را در راه انقلاب هدايت كنند .
تقريباً تمامى اين انقلابها به انگيزهء خونخواهى امام حسين عليه السلام فرزند دخت گرامى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، كه براى احياى حقّ ، با باطل به ستيز برخاست و به فجيعترين شكل به شهادت رسيد ، صورت مىگرفت .
امّا بنى عبّاس فرقهاى بود كه خود را به عموى پيامبر منتسب مىكرد . اين گروه سوابق غير قابل توجهى در تاريخ مبارزه با سياست حكومت بنى اميّه داشتند ، امّا همين سوابق غير قابل اعتنا ، ويژگى و اعتبارى در ميان مردم مخالف با سياست امويّان براى آنها به ارمغان آورده بود .
سال انقلاب فرا رسيد و انقلاب نمايندهء خود را به خراسان يعنى تقريباً آخرين نقطه از ديار اسلام ، جايى كه ياران انقلاب حضور داشتند ، گسيل كرد تا انقلاب را در وقت معين خود ، آشكار سازند .
ابو مسلم خراسانى فردى بود كه به ضرورت دگرگون ساختن اوضاع ، به هر طريق كه باشد ، ايمان داشت و جز اين امر به چيزى ديگر معتقد نبود .
در واقع اين باور او را كور و كر ساخته بود و همين اعتقاد راسخ ، موفقيّت و كاميابى بنى عبّاس را در انقلابشان نسبت به ساير مخالفان بنى اميّه ، فراهم
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 609
مساهمون: شريعت
ص٦٠٩