تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
پرسيد : آن مَلِكى كه تو بندهء اويى ، كيست ؟ آيا از ملوك زمين است يا از ملوك آسمان ؟ و در بارهء پسرت بگو آيا بندهء خدايان آسمان است يا بندهء خدايان زمين ؟ آن مرد خاموش ماند . . امام به او فرمود : بگو ، امّا مرد خاموش بود . پس امام به او فرمود : چون از طواف فارغ شديم نزد ما بيا . چون ابو عبداللَّه عليه السلام از كار طواف فارغ شد ، زنديق به نزد او آمد رو به روى حضرت نشست . همهء ما نيز آنجا حضور داشتيم . ابو عبداللَّه پرسيد : آيا مىدانى كه زمين زير و زبرى دارد ؟ مرد گفت : آرى ! پرسيد : زير آن رفته‌اى ؟ مرد گفت : نه ! پرسيد : آيا مىدانى كه زير آن چيست ؟ مرد گفت : نمىدانم ، امّا گمان كنم زير آن چيزى باشد . امام صادق فرمود : گمان ، تا زمانى كه يقين به دست نياورى ( نشانه ) عجز است . سپس پرسيد : آيا به آسمان رفته‌اى ؟ گفت : نه ! پرسيد : آيا مىدانى در آن بالا چيست ؟ گفت : نه ! پرسيد : آيا به مشرق و مغرب رفته‌اى و به آنچه پشت آنهاست نگريسته‌اى ؟ گفت : نه ! فرمود : شگفت از تو ! نه به مشرق و مغرب رسيده‌اى و نه به زير زمين و نه به آسمان رفته‌اى و نه آنچه را كه آنجاست يافته‌اى تا از آنچه پشت آنهاست آگاهى