امام سجّاد به طلاب علم كه در مدينه به ديدارش مىآمدند ، بسيار احترام مىگذاشت و اين امر را سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانست . دانشمندان پيش از آنكه از علم و معرفت آنحضرت بر خوردار گردند از رفتار ايشان ، هدايت وپرهيزكارى را الهام مىگرفتند .
براستى چه كسى بود كه نور خدا را در اين چهرهء الهى و از چشمى كه از ترس خدا سرشار بود و پيشانى كه در اثر سجود پينه بسته بود و زبانى كه هيچ گاه از ياد خدا غافل نمىشد و كلًا از سيرهء او كه نور خدا از آن تابان بود ، الهام نگيرد ؟ !
عبداللَّه بن حسن مىگويد : مادرم فاطمه دختر امام حسين عليه السلام مرا مىگفت كه در محضر على بن الحسين بنشينم . من هيچ گاه در محضر او ننشستم مگر آنكه وقتى بر مىخاستم از او خيرى آموخته بودم . اين خير يا ترس از خدا بود كه با ديدن خدا ترسى وى در دلم ايجاد مىشد و يا دانشى بود كه از او بهرهمند مىشدم . « 1 »
موج فتوحات اسلامى ، هر روز كشور جديدى را فرا مىگرفت و بخش تازهاى به پيكر حكومت اسلامى اضافه مىكرد امّا اين پيكر به محركى ايمانى نياز داشت تا فرهنگها و سنّتها و منافع گوناگون را در بوتهء امّت واحده ، ذوب كند .
امام زين العابدين عليه السلام و ياران و هواداران وى ، با به كار بستن راهها و شيوههاى گوناگون مسئوليّت اين مهم را بر دوش داشتند . آنحضرت به موالى بسيار احترام مىگذاشت . موالى مردمى بودند كه پس از فتح كشورهايشان به وسيلهء اسلام و بهرهورى كافى از معارف الهى ؛ به دين اسلام گرايش مىيافتند .
بسيارى از موالى ، جز و ياران خوب امام سجّاد عليه السلام بودند امام نيز در استوار
هامش
( 1 ) - عوالم العلوم ، ج 18 ، ص 283 .