آنان قرار داد سربلند بيرون مىآمدند . ولى خداى سبحان آفريدگانش را به چيزهايى كه ريشه و علّتش را نمىدانند گرفتار مىكند و بدين شيوه آنها را مىآزمايد تا سركشى و خود پسندى و كبر و غرور را از وجودشان دور فرمايد » . « 1 »
آنحضرت در همين باره مىفرمايد :
« هنگامى كه خداوند سبحان ، رسولانش را براى هدايت مردم فرستاد ، اگر اراده مى كرد ، مى توانست گنجهاى طلاى ناب و باغهاى پر از درختان ميوهء را در دسترس آنها بگذارد و آنها را با مرغان آسمان و جانوران زمين دمسازشان بدارد . و اگر چنين كرده بود مردم از روى ناچارى سر به فرمان آنها مىنهادند و ديگر آزمايشى براى تشخيص خوب و بد وجود نداشت ، و اصل پاداش نيكى و درستى ، و كيفر كجى و تبهكارى در روز رستاخيز از ميان مىرفت و هيچ كس اخبار آسمانى و وعده و وعيد را راست نمىپنداشت . و آنان را كه دعوت پيامبران را پذيرفته و همه گونه رنج و آزارى را تحمّل كرده بودند ، مزدى در ميان نبود و ايزد متعال مؤمنان را سزاوار و شايسته ثواب نيكو كاران نمىنمود . امّا او رسولانش را با عزم راسخ وپولادين وظاهرى ضعيف - مانند خود مردم - قرار داد و با قناعت چشم و دلشان را سير كرد و با بى نيازى گوش و زبانشان را به راه راستى و درستى آورد » . « 2 »
سپس آنحضرت پس از سخنان مشروحى درباره دور بودن اولياى خدا از زخارف دنيوى مىفرمايد :
« ولى خداوند بندگانش را به انواع سختيها مىآزمايد و آنها را به عبادتها و مجاهدتها فرمان مىدهد و با انواع سختيها گرفتارشان مىكند تا تكبر و خود پسندى را از دلشان بزدايد و فروتنى را در نهادشان جاى دهد » .
« اللَّه . . اللَّه . . در سرنوشت تبهكارى و سرانجام شوم ستمكارى و بد فرجامى تكبر . . كه آن از مصيبتهاى بزرگ ابليس است ، ودام گسترده او است ، كه چون زهر كشنده دلها را مىميراند . . » « 3 » « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء قاصعه .
( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبهء قاصعه .
( 3 ) - نهج البلاغه ، خطبهء قاصعه .