پدران خويش به ارث برده بود آگاهى نداشتيم و يا آنكه در اين باره مدارك و اسناد قطعى تاريخى در دست نداشتيم و اگر بر اين باور و اعتقاد نبوديم كه رهبران معنوى مىبايست آيت خلقت و معجزهء خداوند باشند ، چه بسا در بسيارى از حقايق ثابتى كه عقل و انديشه و ضمير ما در برابر آنها سر تعظيم فرود آورده ، گرفتار گمان و ترديد مىشديم .
امام حسين عليه السلام در واقعه عاشورا در هر مناسبتى به ميدان نبرد گام مىنهاد و در ميان تاخت و تاز اسبان براى يافتن جسد صحابى يا هاشمى كه شهيد شده بود به جستجوى مىپرداخت . و چه بسا تا رسيدن بر سر جسد ياران خود درگيريهاى بس خونين ميان او و دشمنانش در مىگرفت .
هر يك از اين درگيريها و نبردها ، خود يورشى بى همتا و دشوار محسوب مىشد .
مصيبت ، خود از نيروى انسان و ارادهء او مىكاهد . گرسنگى و تشنگى او را فرسوده و ضعيف مىكند و توان او را كاهش مىدهد و گرماى شديد خود عامل ديگرى است كه تلاش بيشترى از وى مىطلبد .
تمام اين موارد ، در روز عاشورا براى امام حسين به وجود آمده بود . امّا با اين حال او نيم زرهى در بركرده بود و با يورشهاى شجاعانه خويش بر دشمن درنده خوى مىتاخت .
همچون صاعقهاى بود كه چون فرود مىآمد ، دلاوران سپاه دشمن را مانند برگ درخت ، در اطراف خود به خاك و خون مىنشاند .
يكى از كسانى كه در صحنه عاشورا حضور داشت ، مىگفت :
« هيچ كس را دليرتر از حسين نديدم . چون يورش مىآورد ، دشمنان مانند حيوان ضعيفى كه از پيش روى شير مىگريزد ، از مقابل او مىگريختند . بعلاوه اينكه فصيحتر از ايشان كسى وجود نداشت » .
چون به گذشته باز مىگرديم و تاريخ را ورق مىزنيم صحنههاى كم نظيرى از
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 420
مساهمون: شريعت
ص٤٢٠