حالتى بوده كه انسان در برابر ظلم و ستم پايدارى كرده است . امّا با اين همه آنحضرت شكيبايى ورزيد ، آن گونه كه حتّى فرشتگان آسمانى از مقاومت دليرانه و قدرت اراده و عزم پولادين وى به شگفت آمدند .
2 - يكى از خادمان آنحضرت مرتكب عملى شد كه بر وى مجازات لازم بود . امام دستور داد او را حد بزنند . خادم گفت : مولاى من وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ ( وآنهايى كه خشم و غضب خودفرو نشانند ) امام فرمود : رهايش كنيد . خادم گفت : وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ( و از بدى مردم در گذرند ) امام فرمود : از تو گذشتم . خادم گفت : وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( و خداوند نيكو كاران را دوست مىدارد ) امام فرمود : « تو در راه خدا آزادى و دو برابر مبلغى كه پيش از اين به تو مىدادم ، به تو خواهم داد » . « 1 »
سخنور بديهه سرا
در كتابهاى تاريخى گنجينهاى از سخنان فصيح و گهربار حسين بن على عليه السلام گرد آورى شده است . امّا در اينجا تنها به ذكر اندكى از آن همه بسنده مىكنم :
1 - عثمان ، اقدام به تبعيد « ابوذر » صحابى بزرگوار پيامبر صلى الله عليه و آله كرد . امام على و فرزندانش براى بدرقهء ابوذر حاضر شدند . امام حسين با توجّه بدين مناسبت ، خطاب به ابوذر فرمود .
« اى عمو ! خداوند هر گاه كه بخواهد به دگرگون ساختن اوضاعى كه مىبينى تواناست . اين قوم دنياى خود را از تو دريغ داشتند و تو دين خود را از آنان دريغ داشتى .
حال آن كه توبه آنچه آنان تو را از آن باز داشتهاند ، بى نيازى و آنان بدانچه كه تو از ايشان دريغ داشتهاى ، بسيار نيازمندند . پس از خداى صبر
هامش
( 1 ) - الفصول المهمّة ، ص 159 .