تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
بارگاه معاويه و در حضور وى در بارهء كسانى كه اين اموال ميان آنان پخش شده بود ، سخن گفتند تا آنكه به گفتگو در بارهء امام حسين عليه السلام پرداختند . پس معاويه گفت : حسين اين مال را نخست در ميان يتيمان كسانى كه در ركاب پدرش در صفين كشته شدند ، پخش مىكند و اگر چيزى از آن باقى ماند ، بدان شتر مىكشد و شير مىنوشاند . « 1 » معاويه از سَرسخت‌ترين دشمنان امام حسين عليه السلام بود . امّا با اين وصف در چنين مواردى هيچ چاره‌اى نداشت مگر آنكه به بزرگى و بخشندگى آن‌حضرت اعتراف كند ! حضرت تا آنجا در بزرگوارى و بخشندگى پيش رفته بود كه حتى دشمن دروغگويش كه از كشتن هيچ بى گناهى باك نداشت و با كوچكترين اتهامى آنها را از ميان مىبرد و حتى كسانى همچون على عليه السلام سرور پاكان و امام حسن را از سر راه خود برداشت . بر بالاى منبر مىرفت و از فضايل امام حسين سخن مىگفت و آن‌حضرت را مىستود ! ! 3 - آن‌حضرت براى ترغيب مردم به جود و سخاوت اين اشعار را مىخواند : - چون دنيا به تو بخشيد تو نيز همهء آن را پيش از آنكه از بين برود ، بر مردم ببخش . - پس بخشش ، نابود كنندهء آن نعمتهاى رسيده نيست و بخل نمىتواند آن نعمتهاى از دست رفته را نگاه دارد . در حقيقت او پيش از آنكه گويندهء خصال نيك باشد ، عامل بدانها بود . داستان زير از همين ويژگى امام حسين عليه السلام حكايت مىكند . 4 - امام حسين به ديدار اسامة بن زيد كه در بستر بيمارى افتاده بود ، رفت
هامش
( 1 ) - أبو الشهداء - عباس محمود عقّاد .