وپيروزى خواه و براى دورى از حرص و بىصبرى از او يارى بجوى كه شكيبايى جزئى از دين و كرم است ، و حرص روزى نمىآورد و بىصبرى اجل را به تأخير نمىاندازد » . « 1 »
2 - اعرابى نزد امام حسين عليه السلام آمد و گفت : من از « هرقل » و « جعلل » و « اينم » و « مهمهم » خدمت تو آمدهام .
امام حسين خنديد و فرمود :
« اى اعرابى ! به گونهاى سخن گفتى كه جز دانايان آن را در نيابند »
اعرابى گفت : من بيش از اين نيز توانم گفت . آيا تو نيز مىتوانى چنان كه من مىگويم پاسخم دهى ؟ امام به او اجازهء سخن داد . پس اعرابى به خواندن اين اشعار آغاز كرد :
هفا قلبى الى اللهو * وقد ودع شرخيه
و در ادامه نُه بيت بر همين وزن خواند . پس از آنكه اعرابى اشعار خود را خواند امام حسين عليه السلام اشعارى بر همان وزن وقافيه در پاسخ او سرود :
فما رسم شيطانى قد * تحت آيات رسميّه
سفور درجت ذيلين * في بوغاء فاعيّه
هتوف حرجف تترى * على تلبيد توبيه
آنگاه امام حسين به تفسير كلمات دشوار اعرابى پرداخت و فرمود :
« مقصود وى از هرقل ، پادشاه روم و از جعلل ، نخلهاى كوتاه و از اينم ، پشهء درخت و از مهمهم ، چاه پر آب است » .
اين اوصاف سرزمينى بود كه آن اعرابى از آنجا آمده بود .
هامش
( 1 ) - روضة الكافى ، ص 207 .