معرفت است » .
اعرابى عرض كرد : آنچه مىخواهى بپرس اگر پاسخ دادم ( كه هيچ ) و گرنه جواب آنها را از تو فرا خواهم گرفت . و لا قوة الا باللَّه .
امام عليه السلام پرسيد : « برترين اعمال چيست ؟ »
اعرابى گفت : ايمان به خدا .
حضرت سؤال كرد : « راه رهايى از نيستى و نابودى چيست ؟ »
اعراى گفت : اعتماد به خداوند .
امام حسين پرسيد : « زينت دهندهء انسان چيست ؟ »
اعرابى گفت : علم همراه با حلم .
امام پرسيد : « اگر اين نشد ؟ »
اعرابى گفت : مال همراه با مروّت .
حضرت پرسيد : « اگر اين نشد ؟ »
اعرابى گفت : « فقر همراه با صبر » .
حضرت پرسيد : « اگر اين نشد ؟ »
اعرابى گفت : در اين صورت صاعقهاى از آسمان بر او فرودآيد و بسوزاندش كه او سزاوار آن است .
آنگاه امام حسين عليه السلام خنديد و كيسهاى كه در آن هزار دينار بود ، به او داد و انگشترى خود را كه نگين آن به دويست درهم مىارزيد ، به دو بخشيد وفرمود :
« اى اعرابى اين طلا را به طلبكارانت بده و انگشترى را به مصرف خود برسان . »
اعرابى تمام آنها را گرفت و گفت : « خدا داناتر است كه رسالتش را در كجا نهد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه - سيّد محسن امين ، ص 29 - 40 .