و اندكى به سرخى مىزد چشمانى سياه و فراخ داشت . گونههايش لاغر بود . ريشش انبوه و موهايى مجعّد داشت گردنش گويى تُنگى نقرهاى بود . هيكلى زيبا داشت و چهارشانه و درشت استخوان بود . چندان اهل مجادله و ستيز نبود . قامتى ميانه داشت نه بلند بود و نه كوتاه و چهرهاى مليح داشت و از خوش سيماترين مردمان بود .
2 - امام حسن نزد تمام مردم محبوب بود . دور و نزديك به وى احترام مىگذاشتند .
يكى از مظاهر عمومى محبوبيّت وى آن بود كه بر در سرايش در مدينه فرشى برايش مىگستردند و آنحضرت در همانجا مىنشست و نيازهاى مردم را برآورده مىساخت و مشكلاتشان را حل مىكرد . هر كس كه از آنجا مىگذشت اندكى درنگ مىكرد تا سخن آنحضرت را بشنود و چهرهاش را ببيند و ياد سيماى رسول گرامى اسلام در ذهنش جان گيرد . مردم بسيارى گرداگرد امام عليه السلام را فرا مىگرفتند و راه عبور سواركاران گرفته مىشد و چون امام از اين امر آگاه مىشد برمىخاست تا مبادا راه ديگران را بند آورد .
3 - محمّد بن اسحاق دربارهء وى گويد : هيچ كس پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله مانند حسن بن على به قلهء شرافت نرسيد .
4 - زبير نيز در بارهء آنحضرت مىگويد : به خدا زنان از پديد آوردن كسى چون حسن بن على ناتوانند .
5 - ابن عبّاس ، به منظور نشان دادن تواضع خود ، افسار شتران حسن و حسين را به دست مىگرفت . مردم نيز از مراتب خضوع ابن عبّاس نسبت به آن دو به خوبى آگاه بودند .
ابن عبّاس عنان شتران آن دو را مىگرفت و همچون كسى كه براى اين كار پول مىگرفت ، شتران آنان را به جلو مىبرد ، ابن عبّاس در حقّ امام حسين نيز چنين مىكرد . روزى مدرك بن زياد وى را در اين حالت ديد . بسيار شگفت زده شد ، زيرا مىديد كه استاد مفسران تا اين حد به حسين بن
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 379
مساهمون: شريعت
ص٣٧٩