تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بيرون شوند . آنان نيز به طرف صفوف شكوهمند تشييع كنندگان مهاجر و انصار ، بنى هاشم و ديگر مردم مؤمن مدينه آمدند . عايشه فرياد زد : پروردگارا ! جنگ بهتر از آرامش است . آيا عثمان در جايى دور از مدينه به خاك سپرده شود و حسن در كنار جدش ؟ ! سپس در ميان بنى هاشم فرياد زد : فرزندتان را دور كنيد و او را از اينجا ببريد كه شما قومى دشمن و مخالفيد ! اگر امام حسن به برادرش امام حسين وصيّت نكرده بود كه در تشييع جنازه‌اش اجازه خونريزى ندهد و اگر حسين در ميان آنان بانگ نداده بود كه « اى بنى هاشم شما را به خدا كه وصيّت برادرم را پايمال مكنيد او را به سوى بقيع بريد كه خود او گفت : اگر مرا از به خاك سپارى در كنار جدّم بازداشتند ، با كسى نستيزيد و مرا در بقيع ، در كنار مادرم ، دفن كنيد » ، بنى هاشم زمين را از لوث وجود بنى اميّه پاك مىكردند . جسارت بنى اميّه تا آنجا بالا گرفت كه حتّى پيش از باز گرداندن جنازه به سوى بقيع ، اقدام به تير باران جسد كردند به طورى كه هفتاد تير فقط بر پيكر پاك آن‌حضرت فرو رفته بود . تشييع كنندگان ، پيكر امام حسن عليه السلام را به سوى بقيع بردند و در ميان جمعيّت انبوه مردم او را در مكانى كه هم اكنون زيارتگاه آن‌حضرت است ، به خاك سپردند . سبط اكبر رسول خدا اينچنين پاك و مظلوم زيست و اينچنين حقّ او را پايمال كردند . و اينچنين مظلومانه به شهادت رسيد . درود خدا بر او باد تا زمانى كه شب و روز پاينده است .