تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
على احترام مىگذارد . پس به ابن عبّاس رو كرد و با تعجّب گفت : تو از اينان پيرترى آنگاه عنان مَركَبِشان را مىگيرى ؟ ! ابن عبّاس بر وى نهيب زد و گفت : اى فرو مايه ! مگر نمىدانى كه اينان كيستند ؟ اين دو ، فرزندان رسول خدايند . آيا اينان همان كسانى نيستند كه خداوند به واسطهء آنها به من نعمت گرفتن عنان مركبشان را ارزانى داشته و در برابرشان فروتنى كنم ؟ ! 6 - پيش از اين نيز گفته شد كه چون آن‌حضرت به عزم گزاردن حج با پاى پياده راهى مكّه مى شد ، وقتى مردم وى را مىديدند از مركبهاى خود فرود مىآمدند و در كنار آن‌حضرت راه مىرفتند و تا وقتى وى راه خود را از آنان جدا نمىكرد ، بر مركوبهاى خود سوار نمىشدند . بخشنده و بزرگوار : 1 - مردى نيازمند نزد آن‌حضرت آمد ، امّا از حاضران خجالت مىكشيد كه نياز خود را با امام عليه السلام بازگو كند . امام به او فرمود : نيازت را بر كاغذى بنويس و آن را به ما بده . چون مرد نيازش را نوشت و امام آن را خواند ، با تواضع تمام دو برابر آنچه را كه مرد طلب كرده بود ، به وى بخشيد . برخى كه شاهد اين صحنه بودند ، عرض كردند : اى فرزند رسول خدا ! اين يادداشت چه پر بركت بود ! امام حسن به آنان فرمود : بركت اين ورقه براى ما بيشتر است ، زيرا خداوند ما را شايستهء انجام كار نيك قرار داده است . آيا نمىدانيد كه كار خير آن است كه بدون درخواست انجام شود ، امّا اگر پس از آن كه فرد نيازش را به تو باز گفت و توبدو چيزى بخشيدى در واقع بخشش تو در ازاى آبروى او بوده است و چه بسا او شب را در بسترش با بى تابى و نگرانى به صبح رسانده و در ميان بيم و اميد غوطه خورده است كه آيا فردا اندوهناك و شكست خورده بازش مىگردانند يا با خوشحالى و سرور ؟ پس او به نزد تو مىآيد در حالى كه
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 380 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي