خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله در نهان و آشكار دست به توطئه بزند و يا آنها را در هر كجا كه باشند به هراس اندازد . « 1 »
نگاهى گذرا به اين شرطها ما را بدين نكته رهنمون مىكند كه اين صلح نامه در برگيرندهء مهمترين قانونهاى حكومتى اسلام اعم از قانونى بودن حكومت بر طبق كتاب و سنّت و شورايى بودن حكومت مىباشد . بنابر اين شرطها ، معاويه مسؤول برقرارى امنيّت براى مردم و بويژه رهبرى مخالفان يعنى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله است .
معاويه نيز اين شرطها را به عنوان اساس حكومت در نزد مردم پذيرفت . امام عليه السلام نيز بدين وسيله مهمترين راه را براى نماياندن حقيقت معاويه و آگاه كردن انديشمندان و ديندارانى كه بر برخى از شرطهاى اين صلح نامه مخالفت مىكردند ، انتخاب كرد .
امام حسن براى قانع كردن گروهى از مسلمانان به صلح با معاويه ، رنج فراوانى متحمّل شد ، زيرا جانها در اشتياق نبرد با معاويه مىسوخت و همين امر موجب مىشد كه آنان بيعت با وى را خوشايند ندانند . افزون بر اينكه ساده لوحان خوارج عقيده داشتند كه هر كس حكومت را به معاويه بسپارد به كفر گراييده است و حتّى نسبت به آنحضرت گفتند : « به خدا سوگند اين مرد كافر شده است » ! « 2 »
امام حسن عليه السلام پس از انعقاد صلح نامه با معاويه براى مردم سخنانى ايراد كرد و گفت :
« اى مردم ! اگر شما در تمام دنيا در پى مردى بگرديد كه جدّش رسول
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 65 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 47 .