در روايت ديگرى آمده كه چون پرده و النگو را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند فاطمه از آنحضرت خواست كه آنها را در راه خدا انفاق كند . پيامبر اكرم با شنيدن سخن فاطمه زهرا سه بار فرمود : « پدرش به فدايش او آن كار را انجام داد . »
و مانند همين حديث از امام رضا از پدرانش از على ابن الحسين عليهم السلام روايت شده است كه فرمود : اسماء بنت عميس برايم روايت كرد كه من نزد فاطمه بودم كه پيامبر خدا بر او وارد شد و حضرت زهرا گردنبندى به خود آويزان كرده بود كه آن را على بن ابيطالب از بهرهاش از غنائم جنگى خريده بود . پيامبر به فاطمه فرمود : مبادا مردم بگويند كه فاطمه دختر پيامبر مانند جباران لباس پوشيده است ! فاطمه زهرا آن را از گردن درآورد و فروخت و با آن بردهاى خريد و در راه خدا آزاد كرد ، رسول خدا از اين عمل فاطمه شادمان شد .
5 - شيخ صدوق از اميرمؤمنان روايت كرده است كه فرمود :
فاطمه آنقدر با مشك آب مىآورد كه بند مشك در سينهاش اثر نهاد ، و آنقدر دستاس مىكرد كه دستش زبر شد و پينه بست ، و آنقدر خانه را مىرُفت كه لباسهايش گردآلود مىشد ، و آنقدر آتش در زير ديگ مىافروخت كه لباسهايش دودآلود و سياه مىشد . . .
6 - فاطمه همگام با اميرالمؤمنين مشكلات زندگى را در شرايطى دشوار تحمّل كرد .
از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود : « فاطمه به على تعهد داد كه كارهاى خانه مثل خمير كردن و نان پختن و رُفتن را انجام دهد و على نيز به او تعهد داد كه كارهاى بيرون از خانه را انجام دهد مانند هيزم آوردن و غذا تهيه كردن . روزى على از فاطمه پرسيد : آيا چيزى دارى ؟ فاطمه گفت : سوگند به آن كسى كه حقت را بزرگ كرده سه روز است كه چيزى ندارم تا از شما پذيرائى كنم !
پرسيد : پس چرا به من خبر ندادى ؟ ! فاطمه گفت : زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: شريعت
ص٢٨٤