رحلت پيامبر تأثير عميقى در دل فاطمه نهاد به گونهاى كه پس از اين واقعه هيچگاه او را خندان نديدند ، مگر وقتى كه به وى الهام شد مرگش نزديك شده ، و هنگام آن فرا رسيده است كه او نيز به پدرش ملحق گردد . فاطمه زهرا پس از وفات پدر همواره بيمار و نزار بود و لحظه به لحظه از شدّت غم رنجورتر مىشد .
فاطمه عليها السلام چنان بر پدرش مىگريست كه مردم مدينه از اين بابت به امير مؤمنان گلايه كردند و از وى خواستند كه فاطمه زهرا ، يا شب گريه كند يا روز . امّا فاطمه وقتى كه اين درخواست را شنيد بيشتر گريست و دست از گريستن برنداشت مگر آن كه آنقدر بگريد تا به پدرش ملحق شود و افزود : من اندكى بيش درميان اين مردم درنگ نخواهم كرد .
گريه فاطمه انگيزهاى دينى داشت ، همچنان كه مخالفان گريه وى ، نيز از پيشنهاد خود هدفى سياسى را تعقيب مىكردند . زيرا وقتى فاطمه زهرا مىگريست توجّه مردم به دو كه محبوب خاصّ پيامبر اسلام بود جلب مىشد .
ويژگيهاى بزرگ اخلاقى
الف - خداپرست و زاهد :
1 - ابن شهرآشوب از حسن بصرى روايت كرده است كه گفت : درميان اين امّت كسى از زهرا عابدتر نبود ، او آنقدر به نماز مىايستاد كه پاهايش ورم مىكرد .
2 - از امام حسن عليه السلام روايت شده كه فرمود : در شب جمعه مادرم را ديدم كه براى عبادت ايستاده بود . او همچنان به حالت ركوع و سجود و قيام و قعود بود كه سپيده سر زد .
او براى مردان و زنان مؤمن دعا مىكرد . و يكايك آنها را نام مىبرد . من از او پرسيدم : چرا براى خود دعا نمىكنى و براى ديگران دعا مىكنى ؟
فرمود : پسرم ! نخست همسايه سپس خانه .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: شريعت
ص٢٨٢