در خبرى ديگر است كه جبرئيل به پيامبر ديكته مىكرد پس آنحضرت برخاست و به على دستور داد تا وحى را بنويسد .
محمّد بن عمرو به اسناد خود از جابر بن عبداللَّه نقل كرده است كه گفت : رسول خدا فرمود :
هيچ قومى از مشركان مرا نافرمانى نكردند مگر آنكه تيرى الهى به سوى آنان انداختم پرسيدند : اى رسول خدا تير الهى چيست ؟ فرمود :
« على بن ابى طالب است او را در هيچ جنگى نفرستادم و براى هيچ مبارزهاى اعزام نكردم مگر آنكه جبرئيل را از جانب راستش و ميكائيل را از طرف چپش و ملكالموت را پيشارويش و ابرى سايه گستر رابر فراز سرش مىديدم تا زمانى كه خداوند بهترين يارى و پيروزىاش را نصيب او مىكرد » .
روايات ديگرى دربارهء مشاهدهء جبرئيل توسّط امام ، به صورت دحيه كلبى هنگامى كه او را بدان نامها خوانده بود و نيز هنگامى كه سر رسول خدا صلى الله عليه و آله را به دامان گرفته بود و جبرئيل به وى گفت :
تو نسبت به رسول خدا از من سزاوارترى و همچنين زمانى كه بر پيامبر املاى وحى مىكرد و خواب پيامبر را فرو گرفت و وقتى كه شترى از يك اعرابى به بهاى يك صد درهم خريد و آن را به يك صد و شصت درهم به ديگرى فروخت و نيز زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را غسل داد و . . . در كتابها نقل شده است . همچنين احمد در فضايل ، گوشهاى از اين روايتها را ذكر كرده است .
جبرئيل در چند موقعيت على عليه السلام را خدمت كرده است . على بن جعه از شعبه از قتادة از ابن جبير از ابن عبّاس دربارهء سخن خداوند تعالى كه فرموده است : تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمْرٍ « 1 » .
« در شب قدر فرشتگان و روح بهاجازهء پروردگارشان از هر امر سلامى فرود آيند . »
هامش
( 1 ) - سورهء قدر ، آيهء 4 .