مىدارى پس گروهى از گرگان عرب بر تو هجوم آورده و تو را در بسترت به قتل مىرسانند .
به خدا اگر من چنين كنم تو نيز چنان خواهى كرد و اگر تو اين كنى كه من گفتم آنان هم با تو چنان رفتار كنند . آنگاه موهاى جلوى پيشانى عثمان را به دست گرفت و به وى گفت :
هرگاه چنين اتفاقى افتاد آنگاه سخن مرا به ياد آر . « 1 »
يكى از مورّخان ، اوضاع حاكم بر جامعه اسلامى درعهد خلافت عثمان را چنين توصيف مىكند : عثمان بنى اميّه را برگردهء مردم سوار كرد و ولايت را به دست آنان ، سپرد و زمينهايى را كه از راه خراج به دست حكومت افتاده بود ، تحت تصرّف آنها قرار داد . در زمان خلافت عثمان ، سرزمين ارمنستان به تصرّف مسلمانان درآمد و عثمان خمس آن سرزمين را گرفت و تمام آن را به مروان بخشيد .
روزى عبداللَّه بن خالد بن اسيد ، از عثمان حلّهاى - جامهاى - خواستار شد امّا عثمان به جاى آن چهارصد هزار درهم به وى بخشيد و خلافت خود را با بازگرداندن « حكم بن ابى العاص » و فرزندان و خانوادهاش به مدينه ، پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را از آن شهر بيرون رانده بود ، آغاز كرد . حال آنكه رسول خدا هرگز شفاعت كسى را دربارهء آنان نپذيرفته بود چنان كه ابوبكر و عمر هم از برگرداندن آنان به مدينه و پذيرش ميانجيگرى شفاعتگران دربارهء آن ، سرباز زده بودند .
مسلمانان اين عمل عثمان را به شدّت محكوم كردند امّا عثمان به اعتراض آنان وقعى ننهاد و پس از چندى حَكَم را مأمور گرفتن وجوهاتى به نام قضاعه كه مبلغى حدود سيصدهزار درهم بود گردانيد ، و تمام آن صدقات را به خود حَكَم بخشيد !
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة الاثنى عشر ، ص 380 .