به خدا قسم مردم در زمان او گرفتار شدند و اشتباه كردند و در راه راست گام ننهادند و از حق دورى كردند . پس من با وجود درازى اين دوران و سختى اين حادثه شكيبايى اختيار كردم » .
سپس على عليه السلام به شوراى شش نفرى كه از سوى خليفه دوّم تعيين شد ، اشاره مىكند و مىفرمايد :
چه كسى دربارهء برترى من نسبت به ابوبكر ترديد روا داشت كه اين امر مرا همتاى كسانى قرار داده كه يا همپايهء ابوبكرند و يا از او پايينتر ؟ !
البته امام باتوجّه به حفظ مصلحت دين در آن اوضاع بدين كار تن داد و بنابر تعبير خود آنحضرت « همچون پرندهاى درميان فوج پرندگان شد كه هرجا آنان مىنشستند او هم فرود مىآمد و هرجا كه آنان پرواز مىكردند ، او هم با آنان مىپريد » .
امام در اين باره مىفرمايد :
« چون عمر هم درگذشت ، كار خلافت را درميان جماعتى قرار داد كه مرا هم يكى از آنها گمان كرده بود . پس واى از آن شورا و مشورتى كه كردند ! چسان در مقايسهء من با ابوبكر ترديد كردند كه اينك هم رديف چنين كسانى شدهام ؟ ! امّا من در فراز و فرود از آنها تبعيّت كردم » .
آنگاه امام در ادامهء سخنان خود به روزگار خلافت سوّمين خليفه اشاره مىكند كه ما در صفحات آينده به آن بخش از سخنان آنحضرت نيز خواهيم پرداخت .
خليفه دوّم چگونه كُشته شد ؟
برخى از محقّقان بر اين عقيدهاند كه : در پشت صحنهء قتل خليفه دوّم دست حزب اموى در كار بوده است . بويژه آنكه عمر در اواخر دوران خلافتش بسيار
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: شريعت
ص١٤٢