تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
آنگاه امام عليه السلام بيان مىكند كه در اين شرايط صبر را به هدايت و خردمندى نزديكتر ديدم . پس درحالى كه خار در چشم و استخوان در گلو بود ، صبر را پيشه كردم . چرا ؟ چون حضرت مىديد ميراث خلافتى را كه پيامبر براى او بر جاى نهاده ، به تاراج رفته است . اوضاع بدين منوال پيش مىرفت كه ناگهان خليفهء اوّل از دنيا رفت و عمر را به جانشينى خود برگزيد . امام با اشاره به اين ماجرا ، مىپرسد : چگونه ابوبكر در زمان حيات خود از خلافت بارها استعفا كرد امّا بعد حتّى پس از مرگش بدان چنگ آويخت ؟ آرى اين معاهده‌اى بود ميان او و عمر ، تا خلافت را ميان خود تقسيم كنند . امام در نهج البلاغه در اين باره مىفرمايد : « پس ديدم كه صبر كردن خردمندى است . آنگاه شكيب ورزيدم درحالى كه چشمانم را خار و گلويم را استخوان گرفته بود . ميراث خود را تاراج رفته مىديدم تا آنكه اوّلى ( ابوبكر ) راه خود را به آخر رسانيد و خلافت را پس از خود به فلانى ( عمر بن خطّاب ) آويخت » . آنگاه امام عليه السلام به شعر اعشى تمثل جسته ، مىفرمايد :
« شتّان ما يومىِ على كورها * ويومُ حيّان اخى جابر »
چه فرق است ميان من كه بر كوهان و پالان شتر سوار و به رنج سفر گرفتارم با روز حيان برادر جابر كه از مشقّت سفر آسوده است . « شگفتا ! او در زمان حياتش فسخ بيعت مردم را درخواست مىكرد امّا در واپسين روزهاى عمرش خلافت را به عمر اختصاص داد . درحقيقت اين دو خلافت را مانند دو پستان شتر ميان خويش تقسيم كردند » . آنگاه على عليه السلام به توصيف شخصيّت خليفه دوّم پرداخته ، مىگويد :
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 140 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي