آنگاه سلمان فارسى « 1 » به پا خاست و گفت : كرديد و نكرديد و ندانيد چه
هامش
( 1 ) - ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغه ج 2 ، ص 17 از ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى به اسناد خود ازمغيره نقل كرده است كه گفت : « سلمان و زبير و عدّهاى از انصار دوست داشتند پس از وفات پيامبر با على بيعت كنند . امّا هنگامى كه مردم با ابوبكر بيعت كردند ، سلمان به صحابه گفت : به هدف زديد امّا در انتخاب معدن خطا كرديد . و در روايت ديگر آمده است : در انتخاب پيرترينتان درست عمل كرديد امّا در حق اهل بيت پيامبرتان به خطا افتاديد . اگر اين خلافت را درميان آنان قرار داديد ، ميان دو تن از شما خلافى دربر نمىگرفت و زندگى فراخ و پرنعمتى مىداشتيد . »
ابن ابى الحديد گويد : « اين خبرى را كه متكلمان در بحث امامت از سلمان نقل كردهاند كه گُفت : كرديد و نكرديد ، شيعه اين گونه تفسير مىكند كه خواستيد درست عمل كنيد امّا نتوانستيد امّا ياران ما ( معتزله ) سخن سلمان را چنين تفسير مىكنند كه خطا كرديد و به هدف زديد . »
سيّد مرتضى در شافى ص 401 گويد : « اگر بگويند از سلمان فارسى نقل كردهاند كه گفت : « كرديد و نكرديد » و اين خبر قطعى نيست ، پاسخ خواهيم داد كه اگر خبر مربوط به سقيفه و اقوالى كه در آن مكان گفته شده قطعى باشد ، سخن نقل شده از سلمان را هم مىتوان قطعى دانست . زيرا هركس كه از سقيفه سخن گفته ، قول سلمان را نيز ذكر كرده است و نقل سخن سلمان اختصاصى به شيعه ندارد تا بتوان او را متّهم كرد .
نمىتوان اشكال كرد كه چگونه سلمان ، اعراب را به زبان پارسى مورد خطاب قرار داده است و اينان سخن فارسى سلمان را به عبارت عربى اصبتم و اخطاتم ترجمه و آن را چنين تفسير كردهاند كه سلمان گفت : سنّت اوّلين را رعايت كرديد امّا در مورد اهل بيت پيامبرتان به خطا افتاديد » .
نگارنده : سخن سلمان بنا برآنچه از انساب الاشراف ج 1 ، ص 591 و العثمانيه ص 172 و 179 و 187 و 237 نقل شد اين است كه گفت : « كرداذ و ناكرداذ » و ظاهراً بدين معناست كه « كرديد و نكرديد » . يعنى آنچه كرديد بر وفق حق و مقتضاى آن نبود . زيرا مردم را گريزى از وجود اميرى كه او را اطاعت كنند نيست ، امّا آن اميرى كه بايد از وى فرمان برند ابوبكر نيست . چراكه ابوبكر نخواهد توانست پا در جاى پاى پيامبر گذارد و خط آنحضرت را تعقيب كند همچنين او فاقد عصمتى نظير عصمت پيامبر بود و . . .
امّا دربارهء اين سؤال كه چگونه سلمان ، نخست با اعراب به زبان پارسى و سپس به زبان عربى سخن گفت ؟ كه جاحظ در العثمانيه ص 186 بر آن بسيار تأكيد كرده است بايد -