تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
پس نخستين كسى كه از حق على عليه السلام دم زد ، خالد بن سعيد بن عاص بود و پس از وى باقى مهاجران و از پس ايشان انصار به سخن ايستادند . روايت كرده‌اند كه اينان به هنگام وفات رسول خدا حضور نداشتند و چون بازآمدند ، ابوبكر به خلافت برگزيده شده بود . اين جماعت در آن روزگار از سرشناسان مسجد رسول خدا بودند . خالد بن سعيد بن عاص « 1 » برخاست و گفت : اى ابوبكر ! از خدا بترس . تو خود نيك مىدانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ با يهود بنى قريظه كه خدا در آن جنگ مسلمانان را پيروز كرد و على در آن روز شمارى از پهلوانان نام‌آور و تك‌سوار و يكه‌تاز آنان را كشت ، درحالى كه ما گرد او بوديم ، فرمود : « اى جماعت مهاجران و انصار ! من شمار را وصيّتى مىكنم ، آن را حفظ كنيد و كارى را به شما مىسپارم ، آن را پاس داريد . به هوش كه على بن ابىطالب پس از من امير شما و جانشين من در ميان شماست و اين سفارشى
هامش
( 1 ) - ابن اثير در اسد الغابه گويد : « خالد بن سعيد بن عاص بن امية بن عبدشمس به عبدمناف بن قصى قريشى اموى مكنّى به ابوسعيد ، سوّمين يا چهارمين كسى بود كه به اسلام گرويد . رسول خدا صلى الله عليه و آله او را به عنوان گردآوردنهء صدقات به يمن فرستاد . برخى نيز او را عامل اخذ صدقات مذحج و نيز صنعاء ذكر كرده‌اند . وى تا زمان وفات پيامبر صلى الله عليه و آله همين منصب را عهده‌دار بود . خالد و دو برادرش به نامهاى عمرو و ابان بر مسئوليّتهايى كه پيامبر ايشان را بدانها گماشته بود تا زمان وفات پيامبر صلى الله عليه و آله باقى بودند . چون پيامبر ديده از جهان فرو بست ، آنان از محلهاى مسئوليت خود بازگشتد . ابوبكر از ايشان پرسيد : چرا بازگشتيد ؟ هيچ كس شايسته‌تر از كسانى نيست كه پيامبر او را به كار گمارده است . به محلهاى خود بازگرديد . آنان پاسخ دادند : ما فرزندان ابواحيحه هستيم و هرگز پس از رسول خدا براى هيچ كس كارگزار نخواهيم بود . خالد بر يمن و ابان بر بحرين و عمرو بر تيماء و خيبر حكم فرماندارى داشتند . خالد و برادرش ابان در بيعت با ابوبكر تعلّل كردند و به بنى هاشم گفتند : شما آن درخت برومنديد كه ميوه‌هاى رسيده و شيرين داريد و ما پيروان شماييم . هنگامى كه بنى هاشم با ابوبكر بيعت كردند ، خالد و ابان نيز با وى دست بيعت دادند . ما در اين باره ، در آينده به طور كامل سخن خواهيم گفت . »