دلايل و شواهد خود را باز گفتم .
از خدا بترسيد و به خاطر كينه و حسدى كه در اين قوم سراغ داريد و دشمنى آنان با خدا و پيامبرش و اهل بيت او خاموش بمانيد . اينك همگى به سوى آن مرد رويد و آنچه را كه از رسول خدا شنيدهايد ، براى او باز گوييد كه اين كار حجّت را محكمتر سازد و جاى عذرى براى آنها باقى نگذارد و سبب دورى بيشتر اينان از رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز ورود بر او مىشود ) .
جماعت رفتند و گرد منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله حلقه زدند . آن روز ، جمعه بود . چون ابوبكر بر فراز منبر آمد مهاجران به انصار گفتند : پيش آييد و سخن گوييد و انصار به مهاجران گفتند : شما خود ابتدا سخن گوئيد كه خداوند عزّ وجل شما را در كتاب خويش مقدمتر داشته و فرموده است :
« همانا خداوند به واسطه پيامبر از مهاجران و انصار گذشت فرمود » . « 1 »
ابان گفت : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ! عامه چنان كه تو اين آيه را مىخوانى ، نمىخوانند . فرمود : پس چگونه مىخوانند ؟ ! عرض كردم : آنان مىخوانند :
« همانا خداوند از پيامبران و مهاجران و انصار درگذشت » . « 2 »
امام صادق عليه السلام فرمود : واى بر ايشان ! مگر رسول خدا چه گناهى كرده بود كه خداوند از گناه او گذشت فرمود ؟ ! بلكه خداوند به واسطهء آنحضرت از گناه امّتش درگذشت .
هامش
- تو همسر خود را بر درازگوشى سوار كردى و دست حسن و حسين را مىگرفتى و نزد هيچ يك از جنگجويان بدر و سابقان در اسلام نمىرفتى جز آنكه آنان را به خود مىخواندى . تو همراه با همسر و فرزندانت پيش آنان مىرفتى و از آنان مىخواستى كه تو را عليه يار رسول خدا ياورى كنند امّا از آن همه جز چهار يا پنج تن دعوت تو را پاسخ نگفتند . »
( 1 ) - سورهء توبه ، آيهء 117 . ( به قرائت امام صادق عليه السلام ) .
( 2 ) - همان سوره به قرائت مشهور كه مصحفهاى امروزين نيز چنين ضبط است .