همه محدثان ، اخبار و رواياتى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند مبنى بر آنكه شمارى از اصحاب وى پس از مرگ او ، به انحراف و كجروى گرويدند .
بنابراين چگونه مىتوان در آنان قداست يافت و تصوّر كرد كه بدون هيچ كشمكشى خلافت را به اهلش بازگردانند ؟ علاوه بر اين ، روايات صحيح تاريخى بر وجود كشمكشهاى شديد از روز سقيفه گواهى مىدهند . ديرى نگذشت كه اين كشمكش با كشته شدن مالك بن نويره رنگ خون به خود گرفت .
ماجرا چنان بود كه مالك بن نويره از پرداخت زكات به خليفه اوّل امتناع كرد . خليفه نيز فرماندهى مغرور كه داراى خصلتهاى خشك و ريشهدار دوران جاهليّت بود و پس از فتح مكّه به اسلام گرويده بود و اينك به مثابه شمشيرى آخته در دست حكومت عمل مىكرد ، به سوى او روانه نمود . اين فرمانده خالد بن وليد نام داشت . او مالك را كشت و به عرض و ناموس وى تجاوز كرد تا ديگر قبايل هم كه در انديشهء شورش بر حكومت تازه بودند ، از سرنوشت وى عبرت آموزند .
اين كشمكشها تا آنجا ادامه يافت كه در زمان خلافت امام على عليه السلام منجر به بروز جنگهاى خونين داخلى شد . درحقيقت اگر اين پيش زمينهها وجود نداشت ، هرگز آن درگيريها صورت خونريزى و كشتار به خود نمىگرفت .
آنچه پژوهشگران از طريق دهها مدرك تاريخ استنباط مىكنند آن است كه امام على عليه السلام هرگز تمايلى به تغيير درگيريها به رقابتى سياسى براى رسيدن به قدرت نداشته و راضى به گسترش دادن آنها به صورت جنگهاى خونين نبوده است . آنحضرت حتّى خود را از صحنه سياست كنار نكشيد . بلكه برعكس درتمام امور با خلفا همكارى مىكرد . امور آنان را انجام مىداد و گره مشكلاتشان را مىگشود . از سوى ديگر خلفا خود به برترى امام على عليه السلام اعتراف داشتند و نصايح و داوريهاى آنحضرت را به كار مىبستند و در مناسبتهاى مختلف وى را مىستودند .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: شريعت
ص١١٩