تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
دوباره رو به ميدان نبرد آوردند . دوباره دو سپاه باهم درآميختند . پيامبر مشتى از خاك بر گرفت و به على عليه السلام داد . آن‌حضرت نيز آن را بر چهرهء مشركان پاشيد و گفت : چهره‌هاتان زشت باد ! چند ساعتى نبرد به سود مسلمانان درجريان بود تا آنجا كه كفّار از سرزمينشان گريختند و زنان و كودكان و اموال خويش را برجاى نهادند و امام على آنچه از دشمن برجاى مانده بود با خود حمل كرد و همچون ديگر جنگها ، پيروزى و سربلندى را به ارمغان آورد . جانشين پيامبر . . پيامبر به مدينه آمد . درسال نهم هجرى خبرى به آن‌حضرت رسيد مبنى بر آن كه روم سپاهى براى جنگ با كشور اسلامى فراهم كرده است . پيامبر براى مقابله با آنان نيرويى گرد آورد . اين جنگ اگر به وقوع مىپيوست ، نخستين نبرد مسلمانان با كفّار در بيرون از جزيرة العرب وطبعاً امپراتورى عظيم روم به شمار مىآمد . موضعگيرى حكيمانه و منطقى ، آن بود كه پيامبر ، امور اعراب را چنان سامان دهد كه اگر امكان برگشت براى او ميسّر نشد ، حكومت اسلامى تحت اختيار فردى امين و درستكار باشد كه كشور را از شرّ تجاوزات بيگانگان و توطئه‌هاى عوامل داخلى ، كه در آن بُرهه از زمان كه اكثر مردم براى حفظ جان يا دستيابى به غنيمتهاى بسيار به اسلام گرويده بودند حفاظت كند . بدين سان پيامبر صلى الله عليه و آله ، على را به جانشينى خود برگزيد . امّا منافقان كه مترصّد چنين فرصتى بودند تا به قدرت دست اندازند يا در جزيرة العرب خرابى به بار آورند شايعاتى ساختند مبنى بر آن كه پيامبر ، على را در مدينه به جانشينى خود قرار داد زيرا دوست نمىداشت كه على با او همسفر باشد . با شنيدن اين شايعه على عليه السلام شمشيرش را برداشت و در منقطهء « جرف » به سپاه پيامبر پيوست و او را از گفتار منافقان آگاه كرد . امّا پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود :
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 102 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي