بازگردد كه على عليه السلام دست به شمشيرش برد و ترحّم زبير بر آن زن را بى جا دانست و گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله به ما خبر داده كه آن زن حامل نامهاى براى مكّيان است و آنگاه تو مىگويى كه او نامهاى با خود ندارد . سپس رو به زن كرد و گفت : به خدا سوگند اگر نامه را نشان ندهى ، تو را بازرسى خواهم كرد . زن با شنيدن اين سخن ، نامه را از ميان موهاى بافته شدهاش بيرون آورد و به آنحضرت داد .
بدين گونه على عليه السلام ، به فرمان رسول خدا ، بر مخفى نگاه داشتن حركت پيامبر به مكّه كمك كرد . لشكر پيامبر با 12 هزار مرد جنگى به سوى مكّه رهسپار شد . پيامبر پرچم را به على داد كه چون به مكّه قدم نهاد فرمود : امروز ، روز رحمت است . آنحضرت در واقع بدين وسيله مىخواست مردم را از عفو عمومى كه بعد از اين پيامبر مىخواست اعلام كند ، آگاه سازد . پس از فتح مكّه پيامبر خطاب به مكّيان فرمود : برويد كه شما آزاد شدگانيد .
بتهايى كه در خانهء كعبه بودند درهم شكسته شد ، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله ، على را بر دوش گرفت و به وى فرمان داد تا بتهاى قريش را درهم بشكند . على نيز چنين كرد .
جنگ حُنين
مكّه آنچنان آسان فتح شد كه هيچ كدام از مسلمانان آن را به خواب هم نمىديدند . از اين رو غرور به دلهاى آنان راه يافت . شادى فتح مكّه ديرى نپاييده بود كه خطر بزرگ ديگرى به پيشواز آنان آمد . قبايل هوازن و ثقيف و هم پيمانان مشركشان ، تمام نيرو و توان خود را براى هجوم به مسلمانان گرد آورده بودند . آنان با سپاهى كه تعداد آن سه برابر سپاه مسلمانان بود به رويارويى پيامبر و يارانش آمده بودند . چون پيامبر آهنگ رفتن به سوى دشمنان را كرد آنان با شناختى كه از ديار خود داشتند ، در تنگناى كوهى كه سپاه اسلام بايد به ناگزير
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: شريعت
ص١٠٠