چون مسلمانان از پيامبر دربارهء اين سوره پرسيدند ، آنحضرت فرمود :
« على بر دشمنان خدا چيره گشت و جبرئيل خبر پيروزى او را در اين شب به من داد » . « 1 » چون على به مدينه بازگشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله همراه با ديگر مسلمانان به پيشوازش آمدند . على به احترام پيامبر از اسب پياده شد امّا پيامبر به او فرمود : سوار شو كه خدا و رسولش هر دو از تو خشنودند . آنگاه فرمود :
« اگر نمىترسيدم كه گروههايى از امّتم دربارهء تو چيزى را بگويند كه مسيحيان دربارهء عيسى گفتند ، هرآينه سخنى در حق تو مىگفتم كه بر مردم نمىگذشتى مگر آن كه خاك زير پايت را بر مىگرفتند » .
امام على عليه السلام بدين گونه براى اسلام مانند شمشيرى بود كه هيچگاه كُند نمىشد . رسول خدا صلى الله عليه و آله هرجا كه خطرى متوجّه رسالت مىديد او را مأموريت مىداد . همچنين بر حسب اخبار و روايات ، على از جانب پيامبر دوبار به يمن فرستاده شد و قبايل آن ديار و بخصوص قبايل هَمْدان ، كه همواره از دوستداران امام عليه السلام بودند ، به دست آنحضرت به اسلام تشرّف يافتند .
بيعت غدير خُم
در سال دهم هجرى ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم گرفت به مكّه رود و آخرين حج خود را ، كه آن را حجة الوداع ناميدهاند ، به جاى آورد على عليه السلام در يمن يا نجران بود . پيامبر به على نامهاى نوشت كه به حالت احرام به مكّه درآيد . به پيامبر وحى شده بود كه ديگر از امّتش جدا خواهد شد و به سراى ديگر خواهد شتافت .
چون مسلمانان مراسم حج را به جاى آوردند و از مكّه بازگشتند ، پيامبر در منطقهاى به نام « غدير خُم » كاروان را از رفتن بازداشت . چون اين آيه بر او نازل
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة ، 264 - 263 ، به نقل از مجمع البيان از امام صادق عليه السلام .