در وادى حنين ، يكى از واديهاى منطقه تهامه ، از آن مىگذشتند كمين كردند . يكى از كسانى كه در اين نبرد حضور داشت آن را چنين توصيف كرده است :
ما بدون ترس و واهمه به طرف مشركان مىرفتيم تا آنان را بگيريم غافل از اينكه پيش از اين مىبايست سلاح آنها را بگيريم . بنابراين بدون ترس و بيم مىرفتيم كه ناگهان سپاهيان « هوازن » و ديگر همراهانشان از اعراب ، يكپارچه از هر سو بر مسلمانان تاختند و عدّهء بسيارى از ما را كشتند و مجروح كردند . هر دو طرف به يكديگر آويختند . ترس و بيم بر مسلمانان سايه افكنده بود ، به همين دليل از اطراف پيامبر صلى الله عليه و آله پراكنده گشتند در حالى كه پيامبر درجاى خود ثابت قدم ماند . على و عبّاس بن عبدالمطّلب و ابو سفيان بن حارث و اسامة بن زيد نيز دركنار آنحضرت باقى بودند . « 1 »
پيامبر ايستادگى مىكرد و دور و بر او را گروهى از جوانان بنى هاشم و پيشتر از همهء آنان على بن ابى طالب گرفته بودند . على عليه السلام از رسول خدا حفاظت مىكرد و از راست و چپ ضربه مىزد . هيچ كس به پيامبر نزديك نمىشد جز آن كه على او را با شمشير مىزد . در اين ميان عبّاس عموى پيامبر با صداى بلند و به فرمان پيامبر بانگ برداشت كه : اى صاحبان بيعت شجره و اى صاحبان بيعت رضوان از خدا و رسولش به كجا مىگريزيد ؟ !
گروهى از مسلمانان ، كه تعداد آنها حدوداً به صد تن مىرسيد ، بازگشتند . ناگهان « جرول » پرچمدار « هوازن » نمايان شد . عدّهاى از مردم به خاطر قدرت فوق العاده او ، اطرافش را گرفته بودند . على عليه السلام به جنگ « جرول » شتافت و او را از پاى درآورد . ترسى بزرگ در دل مخالفان پديد آمد . همچنين على عليه السلام چهل تن از دليرمردان سپاه مقابل را به خاك و خون نشاند . بدين ترتيب ، مسلمانان
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة ، ص 253 .