تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على (ع) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
رفعت و بلندى دهد پس انفاق كن و از خداى عرش بيم مدار كه فقيرت كند . روايت شده كه بار جنس بزازى آن‌حضرت را كه قيمتى هم بود مىآورند . امّا در بين راه آن را دزديدند . كسى كه اين بار را مىآورد اين ماجرا را بانامه به اطلاع امام رساند . آن‌حضرت در پاسخ نامهء او به خطّ خويش نوشت : جانها و اموال ما از مواهب گواراى خداست و عاريه‌هايى است كه به دست ما به امانت سپرده است . پس تا وقتى كه از آنها استفاده شود ، موجب سُرور و شادكامى است و آنچه كه از آنها گرفته شود اجر و پاداش در پى دارد . پس هر كس كه بى تابىاش بر صبرش چيره شود ، اجرش تباه مىگردد و ما از اين امر به خدا پناه ميبريم . « 1 » يكى از ياران امام عليه السلام كه به آن‌حضرت بدهكار بود نزد وى آمد و عرض كرد : فدايت شوم ! مرا در مورد آن ده هزار درهم حلال كن كه انفاقش كردم . امام به او فرمود : تو را حلال كردم . . . « 2 »

ب - پارسا و پرهيزكار

يكى از راويان نقل مىكند كه در روزگار زندگى امام جواد حج گزاردم و به سوى او در مدينه رفتم و داخل خانه شدم ، ناگهان امام عليه السلام را ديدم كه بر سكّويى ايستاده و جايى را كه بر آن مىنشيند فرش نكرده‌اند . غلامى
هامش
( 1 ) - تحف العقول ، ص 339 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 50 ، ص 105 .