مىكنى ؟ ! سپس تبسّمى كرد .
ابراهيم گويد : اشياى گرانبهايى از پول و جواهر و غير آن بر محمّد بن قاسم عرضه كردند . امّا وى آنها را نپذيرفت و تنها مصحف جامعى را كه از آن عبداللَّه بود قبول كرد . عبداللَّه از اين امر بسيار خوشحال شد . محمّد ابن قاسم اين قرآن را هم بدين خاطر پذيرفت كه مىخواست آن را بخواند .
وجود شخصيّتى انقلابى همچون محمّد و انقلابى همانند انقلاب او دليلى است بر وجود جنبشى مكتبى كه حتّى يكروز هماز حركت خويش باز نايستاد ، و نيز بر اين دلالت مىكند كه اين جنبش هيچگاه ممكن نبود از راه راست منحرف شود . اين دو خصيصه در طول انقلابهايى كه توسط جنبش مكتبى ايجاد مىشد ، به چشم مىخورند .
در كنار اوضاع بحرانى دستگاه حاكم و از دوران امام جواد جنبشى با كيفيتى مخصوص براى ايجاد انقلاب پديد آمد . جنبش مكتبى در روزگار امام جواد به شرايط خوبى دست يافته بود . بدان گونه كه مىتوان گفت اگر جنبش مكتبى در دوران امام موسى بن جعفر سختترين شرايط خود را مىگذراند ، در عوض در روزگار جواد الأئمّه بهترين اوقات خود را سپرى مىكرده و شايد به همين دليل در حديثى از ابن اسباط ، و عبّاد بن اسماعيل آمده است :
« ما در منى نزد امام رضا بوديم كه ( امام جواد ) را آوردند . پرسيديم :
آيا اين همان مولود مبارك است ؟ فرمود : آرى اين مولودى است كه در
هدايتگران راه نور ، زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على (ع) (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: شريعت
ص٦٠