سيرهء شما راه پوييم يا فرمانتان را گردن نهيم ؟ ! اگر بگوييد از سيرهء ما پيروى كنيد پس جواب دهيد كه چطور مىتوان از سيرهء ستمگران پيروى كرد و چه دستاويزى است در پيروى از گنهكارانى كه مال خدا را چون غنيمت دست به دست مىگردانند و بندگان خدا را خدم و حشم خود قرار مىدهند ؟ و اگر بگوييد از فرمان ما اطاعت كنيد و نصيحت ما را بپذيريد پس بگوييد كه چگونه كسى كه خود محتاج نصيحت و پند است ، مىتواند ديگرى را اندرز گويد ؟ ! يا چگونه اطاعت كسى كه عدالتش ثابت نشده واجب است ؟ و اگر بگوييد كه حكمت را از هر جا كه باشد بايد فرا گيريم موعظه را از هر كس كه شنيديم بايد بپذيريم ، پس چه بسيار در ميان ما كسانى كه به بيان انواع اندرزها گشاده زبان تر و به اقسام زبانها از شما شناستر باشند ، پس دست از آنها برداريد و قفلهايشان را باز كنيد و آزادشان سازيد تا كسانى را كه در شهرها سر گردان ساختهايد و آنان را از خانه و كاشانهء خود رانده و در بيابانها آواره كردهايد باز گردند و اين مهم را عهدهدار شوند . به خدا سوگند ما در امور مهم خويش از شما پيروى نخواهيم كرد و شما را در مال و جان و دين خود حاكم نخواهيم ساخت تا به روش ستمگران بر ما حكم برانيد . اينك ما به خويشتن بيناييم تا پيمانهء زمان پر شود و مدّت به پايان رسد و رنج و محنت خاتمه پذيرد براى هر يك از قيام كنندگان شما روزى است كه از آن گذر نتواند كرد و كتاب است كه به ناچار بايد آن را بخواند . هيچ خرد و كلانى در اين كتاب فروگذار نشده و هر چه كردهايد در آن گرد آمده است و به زودى ستمگران خواهند دانست كه به چه جايگاهى بازگشت مىكنند . راوى اين ماجرا
هدايتگران راه نور ، زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: شريعت
ص٦٦