تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
يافت نشود . او در محراب نمازش قرآن مىخواند و پرندگان و وحوش در اثر شيفتگى به صدايش به گرد محراب او جمع مىآيند . قرائت و كتابهاى او همچون سرودهاى داوودى است . او از داناترين و خوش قلب‌ترين و كوشاترين مردم در كار و عبادت است . اين والى همچنين افزود : من دوست ندارم كه امير المؤمنين بيهوده گرفتار شود كه خداوند سر نوشت هيچ قومى را دگرگون نسازد مگر آنكه آن قوم سر نوشت خود را دگرگون سازند . . . بدين ترتيب عبد الملك از دستور عجولانه خود انصراف حاصل كرد و پس از آنكه دروغ زيد بن حسن بر او آشكار شد وى را دستگير و زنجير كرد و به دو گفت : از آنجا كه من نمىخواهم دست خود را به خون يكى از شما آلوده كنم ، هر آينه تو را مىكشتم . آنگاه نامه‌اى به امام باقر نوشت و در آن گفت پسر عمويت را به نزدت مىفرستم ، در تربيتش بكوش . « 1 » از اين قصه مىتوان پى برد كه حكام بنى اميّه تا آنجا كه ممكن بود ، از كشتن فرزندان حضرت على ، به صورت آشكار ، خوددارى مىورزيدند . مخالفت علنى با حكومت بنى اميّه ، مسأله‌اى معروف و آشكار بود . تاريخ برخى از اين نمونه‌ها را ضبط كرده است و ما در اينجا تنها به دو مورد اشاره مىكنيم : 1 - ديلمى در كتاب اعلام الدين ، داستان جالبى نقل‌كرده است . وى مىنويسد : مردى به عبد الملك بن مروان گفت : آيا به من امان مىدهى ؟
هامش
( 1 ) - حلية الاولياء ، ( با اختصار ) ، ص 329 - 331 .