تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
حضرت فرمود : « على و فرزندان پاكش » . بدين ترتيب پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را مشخص كرد پس اى ابوبكر نخستين كس مباش كه بدان كفر ورزى . و خدا و پيامبرش را خيانت مكنيد و در امانات خود نيز خيانت روا مداريد درحالى كه خود بر آنها آگاهيد . آنگاه ابو ايوب انصارى برخاست و گفت : « اى بندگان خدا ! از خداوند در مورد اهل بيت پيامبرتان بترسيد و حقى را كه خداوند براى آنها مقرّر كرده بديشان بازپس دهيد . شما نيز سخنانى شبيه آنچه كه برادرانمان ، جاى به جاى و مجلس به مجلس از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده‌اند ، شنيده‌ايد . آن‌حضرت مىفرمود : اهل بيتم ، پس از من ، پيشوايان شمايند . و به على اشاره مىكرد و مىفرمود : على امير نيكان و كشندهء كافران است . هركس او را بىيار و ياور گذارد بىيار خواهد ماند و هركس او را يارى رساند ، يارى خواهد شد . پس از ستم خويش به خداوند توبه كنيد كه او توبه پذير و مهربان است و درحالى كه پشت كرده‌ايد از او مگريزيد و روى برمگردانيد » . امام صادق عليه السلام فرمود : ابوبكر برفراز منبر خاموش نشسته بود و حرفى براى گفتن نمىيافت . عاقبت گفت : « من خلافت شما را برعهده گرفته‌ام حال آنكه بهترين شما نيستم مرا واگذاريد مرا واگذاريد » « 1 » پس عمر بن
هامش
( 1 ) - حديث انصراف ابوبكر از خلافت با اين لفظ در الصواعق المحرقه ص 30 ، و در الامامةوالسياسة ص 20 آمده است . « همچنين پس از آنكه حضرت زهرا ( س ) در گفتگويى به‌وى اظهار داشت كه : به خدا سوگند در هر نمازى كه به‌جاى مىآورم ل لا بر تو نفرين مىكنم . ابوبكر درحالى كه مىگريست از خانه فاطمه بيرون آمد . مردم به سوى او آمدند و ابوبكر به ايشان گفت : هركس از شما شب را درحالى كه همسر خويش را در آغوش گرفته و از اهل خويش مسرور است به سر مىآورد . اينك مرا با مصيبت خودم رها كنيد من نيازى به بيعت شما ندارم و بيعت مرا فسخ كنيد . » مؤلف مجمع الزوائد در ج 5 ، ص 183 اين روايت را به نقل از طبرانى در كتاب الاوسط با اين لفظ نقل كرده است : « ابوبكر فرداى روزى كه با وى بيعت شد برخاست و براى مردم خطبه‌اى ايراد كرد و گفت : اى مردم ! من راى خود را از شما بازپس مىگيرم چراكه من بهترين شما نيستم . شما نيز با بهترينتان بيعت كنيد . » ابن ابى الحديد اين روايت را در شرح نهج البلاغه ج 1 ، ص 56 نقل كرده و گفته است : « روايتها در اين باره مختلف است . »