كس ديگرى جز تو مقرّر داشته انكار مكن و نخستين كسى مباش كه از دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد جانشين و برگزيدهاش ، سرپيچى كرد و از فرمانش روى گردانيد . حق را به اهل آن بازگردان تا ايمن و آسوده شوى و به گمراهى خود بيش از اين ادامه مده كه پشيمان شوى و در بازگشت به سوى خداوند شتاب جو كه گناهانت را سبك كند و خود را بدين خلافتى كه خداوند آن را براى تو مقرّر نداشته ، لحظهاى كانديد مكن كه كيفر كردارت را خواهى چشيد . ديرى نخواهد پاييد كه تو آنچه را كه دارى از دست خواهى داد و به سوى پروردگارت مىروى و او تو را از آنچه كردهاى ، مىپرسد و « پروردگارت نسبت بهبندگان ، ستمگر نيست » .
آنگاه خزيمة بن ثابت از جا برخاست و گفت : اى مردم ! آيا نمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهى مرا به تنهايى پذيرفت و ديگرى را براى دادن گواهى در كنار من قرار نداد ؟ گفتند : چرا مىدانيم . گفت : پس گواهى مىدهم از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود :
« اهل بيت من حق و باطل را از هم جدا مىسازند و اينانند پيشوايانى كه بديشان اقتدا مىشود » . من آنچه را كه مىدانستم ، گفتم و جز رساندن پيغام مسؤليتى ديگرى نداشتم .
سپس ابوالهيثم فرزند تيهان از جا برخاست و گفت : من نيز گواهى مىدهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله على را در روز غدير خم بلند كرد . انصار گفتند :
پيامبر ، على را جز براى خلافت تعيين نكرد و برخى ديگر نيز گفتند :
على را معرفى نكرد مگر براى آنكه مردم بدانند كه او مولاى كسى است كه
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: شريعت
ص٨٠